آخرین اخبار : 

شهر میامی

معرفی میامی

ریشه و وجه تسمیه نام شهر میامی:

میامی یعنی جای پرورش انگور
این نام به صورتهای مختلف درآمده و تغییر یافته است :

۱- میم بند۲- میمند-۳- میمد۴- میمه۵ – می می ۶- میامی

میم بند : شاید نام نخستین شهر میامی (میم بند) بوده است.

میم به معنای درخت انگور وپسوند بند به معنی محل پرورش دادن است پس میم بند یعنی جای پرورش انگور (تاکستان)

در کتاب فرهنگ جغرافیایی ایران جلد ۴۱ درباره واژه مَی مَی چنین آمده است :

میامی از نظر لغوی به معنای مَی مَی است واین واژه از این جهت به کاررفته است که در این ناحیه انگور فراوان به دست می آورند و در زمانهای قدیم حدود ۸۰۰سال پیش از این انگور شراب فراوان به دست می آوردند.

شاید نام قدیم یا نام اصلی این شهر« میمِد » بوده است واهالی با لهجه محلی آن را « مَی مَی » تلفظ کرده اند ، زیرا هم اکنون کلمه بیامد را « بیامی » تلفظ می کنند
این گونه می نماید که نام میامی از آغاز روزگار قاجار به این صورت تغییر یافته است.

و دیگر سخن که نزدیک به مطلب فوق است تحقیق شادروان محمد اسدی است که رحمت خدایش بر او باد .

باتحقیقاتی که انجام شده است ،مشخص گردیدکه نام شهر((میامی))متاثر ازعامل اقتصادوشیوه کشاورزی است

ر

این نام به صورتهای مختلف درآمده وتغییر یافته است:۱-میم بند۲-میمند-۳-میمد۴-میمه۵-می می۶-میامی

۱ـمیم بند:احتمال می رود که نام اولیه شهر میامی (میم بند)بوده است.

میم به معنای درخت انگور وپسوند بند به معنی محل پرورش دادن است ،ودر نتیجه میم

بندیعنی محل پرورش انگور (تاکستان) ،به همین جهت نام این شهر ریشه کشاورزی

دارد.

۲ـمیمند:به نظر میرسد کلمه میم بندرا به صورت (میمند)به کار برده اند.پس از تحقیق در این واژه مشخص گردید که این نام تنها یکبار در سفرنامه سدید السنطه آمده است:((….در گنبددیگر {در وسط قبرستان میامی}آثار دو قبر پیدابود ودر دیوار آن سنگ سیاهی منصوب ودر آن بعداز یک کلمه (ناخوانا) حمدیّه است:صاحب این بقعه شریف یوسفعلی میمندی در سنه ۹۶۰قمری…))

اما اکنون این سنگ درون گنبد نیست وگویا در زمانی نامعلوم آنرا خارج کرده اند.این واژه در جاهای دیگر دیده شده است،از جمله در جلد۴۶لغت نامه دهخدا،درباره این واژه

چنین آمده است:

ـمیمند{م َ یا مِ یْ}(اِ)ـ(اِخ) ـقصبه ای است از مضاعف غزنین …موضعی به غزنین وازآنجابوده خواجه احمد حسن میمندی وزیر سلطان محود غزنوی ـوعنصری از تعریف باغ وخانهاوقصیده ای ساخته واز آنجاست که گفته:

بدان صفات به میمند باغ خواجه ما      که کدخدای جهان است وسیداحرار

-میمند،نام قریه ای به غزنه میان بامیان وغور ،واحمدبن حسن میمندی وزیر سلطان محمود غزنوی از آنجاست.

میمند:) اِخ)دهی است مرکز دهستان میمند،بخش شهر بابک شهرستان یزد.(فرهنک جغرافیایی ایران جلد۱۰)

میمند: نام یکی از دهستانهای هفت گانه بخش مرکزی شهرستان فیروز آباد(فرهنگجغرافیایی ایران جلد۷)

میمند:(مَ یا مِ)(اِخ):ولایتی است در فارس ،گرمسیر در آن هرنوع میوه باشد.

میمند:(مِ ثی یامَ ثی)(اخ):دهی است از دهستانهای بویر احمدسرحدی بخش کهکلویه شهرستان بهبهان(فرهنک جغرافیایی ایران جلد۶)

۳-میمد:در حدود پانصد سال قبل میامی را((میمد))می گفتندودر اسناد محلی این نام آمده است.ازجمله در وقفنامه کلاته دزی نام این شهر را میمدنوشته اند:

((….تمامی شش دانگ شایع کامل از کلاته موسومه به مرجان از توابع ونواحی قریه((میمد))از ولایات بسطام من لایات خراسان …))

ودر سطر دیگر وقفنامه آمده است:

((… قنات جاریه که مصبّ آن به کلاتچه دزی مذکور ومنبع آن کوهی است معروف به کوه میمد…))

ودر سطرهای دیگر این وقفنامه این اسامی ذکر شده است:

((مرحوم شیخ شمس الدین محمد المیمدی، خواجه عبد الولی میمدی، اسماعیل بن بایزید میمدی، خواجه باباعیسی میمدی، خواجه امیر محمدمیمدی…))

میمد:در کتاب مسالک وممالک ابن خرداد به،درباره فاصله راههای قومس می نویسد: ((…ازبدش(بدشت) تامیمد ۱۲فرسخ از میمد تا هفتگذر ۷فرسخ…)

۴ـمیمه: فریزر این واژه رادرسفرنامه زمستانی صفحه ۲۴۳به کار برده است ومترجم کتاب آقای منوچهر امیری در حاشیه می نویسد:((منظور نویسنده میامی است)) این واژه در موارد دیگر به کاررفته است:

میمه:دهی است از بخش زرین آبادشهرستان ایلام(لغت نامه دهخدا)

میمه:نام یکی از بخشهای شهرستان کاشان (لغت نامه دهخداجلد ۴۱صفحه ۳۲۴)

میمه:دهی است از دهستان کوهپایه بخش نوبران،شهرستان ساوه.

۵-مَی مَی:در کتاب فرهنگ جغرافیایی ایران جلد ۴۱درباره این واژخ چنین می نویسد:

((…میامی از نظر لغوی به معنای مَی مَی است واین واژه از این جهت به کاررفته است که در این ناحیه انگور فراوان به دست می آورندودر زمانهای قدیم به حدود ۸۰۰سال پیش می رسد از این انگور شراب فراوان به دست می آورند…)

توضیح:به نظر میرسد نام قدیم یانام اصلی این شهر((میمد))بوده است واهالی بالهجه محلی آن را((مَی مَی))تلفظ کرده اند،زیرا هم اکنون کلمه بیامد را ((بیامی)) تلفظ می کنند.

برای قیاس دقیق تر ، کلنات را بخش بخش زی هم می نویسیم:

بیامد:ب+یا+مد،با لهجه محلی تلفظ می شود:ب+یا+((ی)).

میمد:مَی+مَد،با لهجه محلی تلفظ می شودمَی+((مَی)).

بنابر این محلی ها همان کلمه میمد را ((مَی مَی)) تلفظ می کرده اند.(کتاب نگاهی به میامی مرحوم محمد اسدی)

شادروان محمد اسدی می گوید:به یاد دارم تقریبا در سالهای ۱۳۳۵یا۱۳۳۶شمسی مردان کهنسال ابراهیم آباد ازجملع ((محمدمقیم میرزایی)) که بزرگ آبادی بود میامی را ((مَی مَی)) تلفظ می کرد.

۶-میامی:که نام امروزی شهر میامی است،به نظر می رسد از اوایل دوره قاجاریه به این صورت تغییر یافته است.

لغت نامه دهخداجلد۴۶درباره واژه(( میامی)) چنین می نویسد:

میامی نام یکی از بخشهای سه گانه شاهرود است،قصبه مرکزی بخش میامی شهرستان شاهرود است.(شایان ذکر است اکنون میامی به شهرستان ارتقا یافته است)

…میامی دارای بیست باب دکان ودوگاراژ وپنج کاروانسرا(منظور بار اندازهای قدیم میباشد)ادارات بخشداری ،ژاندارمری،بهداری،فرهنگ وآمار است.در ذیل مطالب بالا از قول

ملک اشعراءبهار این دو بیت شعررا نوشته است:

تاخیمه به صحرای میامی زده ایم      با چنگ رباب ،می پیاپی زده ایم

زاهد تومده زحمت خود خجلت ما      در محفل ما،میا،میا،می زده ایم

ولی آقای عبدالرفیع حقیقت در صفحه ۲۵۷تاریخ قومس همین دو بیت شعررااز قول ابوالحسن میرزاحیرت(شیخ الرئیس) به این صورت نوشته است:

تاخیمه به صحرای میامی زده ایم      با بربط و نی، رطل پیاپی زده ام

ای شیخ مده زحمت خود خجلت ما      در خیمه ما،میا میا،می زده ایم

(کتاب نگاهی به میامی زنده یاد محمد اسدی)

موقـعیت جغـرافـیایی


میامی در طول جغرافیایی ۵۵ درجه و ۳۹ دقیقه و عرض جغرافیایی ۳۶ درجه و ۳۵ دقیقه از خط استوا و در ارتفاع هزارو بیست و پنج (۱۰۲۵) متر از سطح دریاواقع است .


کوه ها


مجموعه ای از کوه های پراکنده درجنوب شهرمیامی واقع است ، بلندترین آنها کوه قبله نام داردکه ارتفاع آن ۲۷۰۰ متر است و درسمت شرق آن ، کوه میامی به ارتفاع ۲۴۰۰ متر قرار دارد نام دیگر کوه های متصل به آن به این شرح است: نوحه ، تودر ، دوشاخ ، سرشخ ، شاه دمبه ، پنج پشته ، کوه خوردو . فریزر شرح مفصلی از کوه قبله نوشته است .

IMG_9617

در میان این کوه ها و درکمر کش صخره ها ، تخته سنگ های بزرگی به شکل های مختلف دیده می شود که هر کدام را محلیها به گونه ای نامگذاری کرده اند از جمله :
« آخور اسب رستم » : مجموعه ای از تخته سنگ ها به شکا نیم دایره که در مقابل سد مخروبه در غرب رودخانه .
«سنگ شیر» تخته سنگ بزرگی به شکل یک شیر نشسته مقابل مظهر آب غنوات در غرب رودخانه .
«سنگ کلپاسه» تخته سنگ بزرگی به شکا کلپاسه بر سر قله صخره ها ، بالاتر ازسنگ شیر، در غرب رودخانه .
« سنگ قمار بازون» در کوه میامی ، بالاتر از کلیی ، تخته سنگ بزرگی به شکل مکعب .
«چهل دخترون» صخره ای ماننددیوار با شیب تقریباً ۸۰ یا ۸۵ درجه در بین راه کلاچون– کلاته در غرب رودخانه که خاصیت پژواک(انعکاس صدا دارد )

                                                         پیشـینه تاریـخی
۱-پانصد سال قبل :
وقفنامه دزی که یکی از اسناد معتبر و قدیمی است در سال ۹۱۳ قمری یعنی تقریباً پانصد سال سال پیش تنظیم شده است و این بیانگر آن است که در آن زمان میامی باغستان های آباد داشته است .
۲- هشتصد سال قبل :
در کتاب فرهنگ جغرافیایی از تولیدات انگورمیامی تا ۸۰۰ سال قبل یاد کرده است .
۳-قبل از اسلام :
فریزر جهانگرد خارجی در مورد قلعه ارگی بالای کوه میامی نویسد: « …اینگونه ویرانه ها باستانی است شکی نیست اما متعلق به کدام دوره است شاید تشخیص آن محال باشد …من خودم مایلم ساختمان دژ را به عهد کهن نسبت دهم . …تنهاقبر ها را می توان به دوره های متأخر منسوب کرد زیرا برها را اسلامی می نماید …اما خودممکن است پیش از اسلام وجود داشته و بعد ها توسط مسلمانان مسکون شده باشد …

صنایع دستی

در قدیم قطیفه از مهمترین صنایع دستی این شهر بود، امروزه بارواج پارچه های جدید و پیشرفت صنایع ماشینی ، بافت قطیفه از رواج افتاده است .
در گذشته زنان با چرخ ریسندگی نخ می تابیدند و از نخ به وسیله کاگاه های خانگی که شامل پایه ،ورده ،شانه ، نورد ، وماکو بود کرباس می بافتندواز کرباس ، پیراهن چادر شب و کت می دوختند .
مردان نیز با وسیله ای دیگر بهنام «دیکلون» از پشم گوسفندان نخ می تابیدند و با آن نخ ها به وسیله میل بافتنی ، جوراب پشمی ، کلاه ، شال و دستکش می بافتند  ، که امروزه ازرواج افتاده است .

لباس های بومی
در دوره قاجاریه مردان : کلاه نمدی یاکلاه پوستی و برخی کلاه نخی داشتند . عده ای به دور کلاه دستاری هم می بستند. قبای بلند به نام «الخالق» شال کمر، گیوه یا کفش چرمی ، دست دوز محلی داشتند. دردوره پهلوی به مرورلباس مردان تغییر کرد.کلاه نخی، کت بلند، شلوار بندی مشکی ، کفش بازاری دوز یا گیوه داشتند.کارمندان کلاه شاپکاه و کت و شلوارداشتند .

 

زنان روسری سفید که در زیر گلو سنجاق می شد، نیم تنه سفید، شلیته ، گالش یا کفش های سبز رنگ معروف به کفش ساغری داشتند. چادردو نوع داشتندیکی شطرنجی سرخ و کبود به نام « چار سرخ و کبود » دیگری شطرنجی خاکستری بهنام «چادر کرباسی» داشتند . اکنون لباس مردم دیگر شهر های استان است

 

مهمترین وقایع تاریخی


۱- عبور شاه عباس ازمیامی

مسافرت پیاده شاه عباس به مشهد موجب آبادی بسیاری از روستاهای مسیر راه و ایجاد کاروانسرا های بزرگ گردید.

ذ

۲- عبور ناصر الدین شاه قاجار از میامی

در روزجمعه نوزدهم محرم ۱۲۸۴ قمری برابر با۱۲۴۶ شمسی با قافله ای زیارتی از میامی می گذرد و گفته می شود در این سفر توجهی به برنامه های عمرانیاین دیار شده است

۳- عبور شیخ الرئیس ابوالحسن میرزا حیرت از میامی

آقای عبد الرفیع حقیقت در تاریخ قومس می نویسد : «… می گویند ابوالحسن میرزا حیرت در سفر خود به تهران از میامی می گذرد و در خارج از قریه بزمی می آراید و گویا با خبر می شود که زاهد محل به دیدار او خواهد آمد ، واین دوبیت را برای زاهد می فرستد :

تاخیمه به صحرای میامی زده ایم
                                                    با بربط و نی ، رطل پیاپی زده ایم
ای شیخ مده زحمت خود خجلت ما
                                                    در خیمه ما، میا ، میا ، می زده ایم
توانمندی های میامی
توانمندی عبارت است ازتواناییها و استعداد های فردی و محیطی که در یک جامعه وجود دارد. بدین معنی که برخی افراد دارای خلاقیت ها و استعداد هایی هستند که با مهیا شدن زمینه های محیطی این استعداد ها و خلاقیت ها  بروز و ظهور می گردد . لذا بر این اساس توانمندی ها  را به دو دسته بالفعل و بالقوه تقسیم می کنیم .
توانمندی های بالفعل آن دسته از توانمندی هایی است که به منصه ظهور رسیده و به اجرا در آمده است .این توانمندیها در جای خود مورد بررسی قرار می گیرد چرا که توانمندی های بالفعل هم بایدبه روز رسانی و آبدیت شود .
توانمندی های بالقوه توانمندی هایی را شامل می گردد که به دلیل فراهم نبودن زمینه تا کنون به اجرا در نیامده اند و فراهم نشدن زمینه ممکن است دلایل زیادی از جمله مسائل اقتصادی ، اجتماعی ، سیاسی یا فرهنگی داشته باشد .  با نگاهی به سی سال گذشته بخشمیامی درمی یابیم که این بخش پس از پیروزی انقلاب توانایی های زیادی داشته که به اجرا در آمده و بعضاً هم با تلاش مسئولین و مردم به  در آینده به اجرا در خواهد آمد  لذا ما در این قسمت توانمندی های میامی را به دو دسته بالقوعهو بالفعل تقسیم بندی می نماییم .
توانمندی های بالفعل
توانمندی های کشاورزی
قبل از پیروزی انقلاب اسلامی تعداد چاههای کشاورزی در میامی انگشت شمار اغلب در اختیار افراد خاصی بود و در اقتصاد میامی نقشی نداشت . اکثر مردم جهت امرارمعاش مجبور به مهاجرت و کار در شهر های بزرگ کشور بودند . پس از پیروزی انقلاب اسلامی با پیگیری مسئولین و استقبال مردم چاهای عمیق به تعداد بیش از ۱۵۰ حلقه در این بخش حفر گردید و این شهر را از مهاجر خیز به مهاجر پذیر تبدیل نمود با شروع کار کشاورزی درمدت زمان کوتاهی این بخش به قطب کشاورزی استان تبدیل گردید . روند کار کشاورزی متاسفانه به صورت سنتی باقی ماندو تنها پیشرفت امرکشاورزی برقی نمودن چاه ه های آب بود که با فشار سازمانی دولتی صورت پذیرفت . در بخش توانمندی های بالقوه به استعدا دهای نهفته در کشاورزی میامی اشاره خواهد شد .
توانمندی های مدیریتی و نیروی انسانی
دربخش مدیریت به دو سطح مدیران بخش میامی و مدیران سطح استان و کشور تقسیم می گردند . مدیران سطح بخش میامی : بانگاهی به مجموعه ادارات میامی شاهد خواهیم بودکه بیش از…..درصد از مدیران این بخش غیر بومی و ……درصد نیز بومی می باشند.
مدیران سطح استان و کشور : خوشبختانه نیروی انسانی و نخبگان بخش میامی در سراسر کشور دارای پست  های مهم و کلیدی می باشند و این نشان از استعداد و توانایی و زکاوت تحصیل کردگان این بخش می باشد .
   توانمندی های بالقوه
در این بخش نیز توانمندی هایی در موضوعات زیر مورد بررسی قرار می گیرد.  
جذب توریست
شهر میامی به دلیل وجود اماکن تاریخی و جاذبه های زیست محیطی و گونه های گیاهی و جانوری منحصر به فرد از موقعیت بسیار خوبی برای جذب توریست بر خوردار است لیکن به دلیل عدم توجه به این اماکن  و تبلیغات مناسب می توان گفت تا کنون در آمد قابل توجهی نداشته است و این در حالی است که سالانه بیش از…  نفر از این بخش عبور می کنند . از جاذبه های میامی می توان به تفرجگاه دزی کلاچون –مجموعه سه چنار و آب پنفتنی ، رباط شاه عباسی حمام آقایان،آسیاب های قدیمی ، آب انبارهای قدیمی و… نام برد .
 
صنعت
 در بخش صنعت باید اذعان کرد که هنوز حتی  ۱۰ درصد توانمندیهای صنعتی میامی  هم به بهره برداری نرسیده و با توجه به ظرفیت های محیطی وجود زمین و آب مناسب و قرار گرفتن در گذرگاه سه استان خراسان شمالی ، رضوی و سمنان هر نوع سرمایه گذاری کلان قطعاً به سود سرمایه گذارخواهد بود .
نخبه پروری
بخش میامی دارای استعداد های درخشانی در رشته های مختلف می باشد لذا این بخش را به قسمت های مختلف تقسیم می نماییم . : سیاسی ۲- ورزشی۳- مدیریت۴- علماو روحانیت۵- اساتید دانشگاه

علما و روحانیت
از افتخارات مردم دار المومنین میامی داشتن فرزند روحانی در  خاندان می باشد از همین رو ازدیرباز شهرمیامی دارالعلمای ارزنده ای همچون سادات معظم مرحوم  حاج میرزاابراهیم و حاج میرزا حسن و علمای بزرگی  چون  مرحوم آیت الله مومنی،آیت الله موسوی امام جمعه فقید میامی، شهید سید کاظم موسوی و در حال حاضر نیز دارای علمای زیادی در شهر های قم و تهران  و دیگر شهر ها می باشند  از آن جمله می توان به  حجت الاسلام و المسلمین شیخ محمد حسن مومنی ، استادحوزه علمیه شاهرود و شیخ قاسم کریمی و روحانیون جوان و نوجوانی که از استعداد های بالقوه این شهر می باشند نام برد .

 دلیل نامگذاری شهرستان میامی به این نام

نام آبادی ها وشهرهاریشه های متفاوتی دارد،وعوامل مختلفی مانند:مذهب،نژاد،عوامل جغرافیایی،رویدادهای تاریخی،شیوه زیست اقتصادی وغیره در نامگذاری آنها موثر است.

باتحقیقاتی که انجام شده است ،مشخص گردیدکه نام شهر ((میامی))متاثر ازعامل اقتصادوشیوه کشاورزی است.

این نام به صورتهای مختلف درآمده وتغییر یافته است:۱-میم بند۲-میمند-۳-میمد۴-میمه۵-می می۶-میامی
۱ـمیم بند:احتمال می رود که نام اولیه شهر میامی (میم بند)بوده است.
میم به معنای درخت انگور وپسوند بند به معنی محل پرورش دادن است ،ودر نتیجه میم بندیعنی محل پرورش انگور (تاکستان) ،به همین جهت نام این شهر ریشه کشاورزی دارد.
۲ـمیمند:به نظر میرسد کلمه میم بندرا به صورت (میمند)به کار برده اند.پس از تحقیق در این واژه مشخص گردید که این نام تنها یکبار در سفرنامه سدید السنطه آمده است:
((….در گنبددیگر {در وسط قبرستان میامی}آثار دو قبر پیدابود ودر دیوار آن سنگ سیاهی منصوب ودر آن بعداز یک کلمه (ناخوانا) حمدیّه است:صاحب این بقعه شریف یوسفعلی میمندی در سنه ۹۶۰قمری…))
اما اکنون این سنگ درون گنبد نیست وگویا در زمانی نامعلوم آنرا خارج کرده اند.این واژه در جاهای دیگر دیده شده است،از جمله در جلد۴۶لغت نامه دهخدا،درباره این واژه چنین آمده است:
ـمیمند{م َ یا مِ یْ}(اِ)ـ(اِخ) ـقصبه ای است از مضاعف غزنین …موضعی به غزنین وازآنجابوده خواجه احمد حسن میمندی وزیر سلطان محود غزنوی ـوعنصری از تعریف باغ وخانهاوقصیده ای ساخته واز آنجاست که گفته:
بدان صفات به میمند باغ خواجه ما      که کدخدای جهان است وسیداحرار
-میمند،نام قریه ای به غزنه میان بامیان وغور ،واحمدبن حسن میمندی وزیر سلطان محمود غزنوی از آنجاست.
میمند: ) اِخ) دهی است مرکز دهستان میمند،بخش شهر بابک شهرستان یزد.(فرهنک جغرافیایی ایران جلد ۱۰)
میمند: نام یکی از دهستانهای هفت گانه بخش مرکزی شهرستان فیروز آباد(فرهنگ جغرافیایی ایران جلد۷)
میمند:(مَ یا مِ)(اِخ):ولایتی است در فارس ،گرمسیر در آن هرنوع میوه باشد.
میمند:(مِ ثی یامَ ثی)(اخ):دهی است از دهستانهای بویر احمدسرحدی بخش کهکلویه شهرستان بهبهان(فرهنک جغرافیایی ایران جلد۶)
۳-میمد:در حدود پانصد سال قبل میامی را((میمد))می گفتندودر اسناد محلی این نام آمده است.ازجمله در وقفنامه کلاته دزی نام این شهر را میمدنوشته اند:
((….تمامی شش دانگ شایع کامل از کلاته موسومه به مرجان از توابع ونواحی قریه ((میمد))از ولایات بسطام من لایات خراسان …))
ودر سطر دیگر وقفنامه آمده است:
((… قنات جاریه که مصبّ آن به کلاتچه دزی مذکور ومنبع آن کوهی است معروف به کوه میمد…))
ودر سطرهای دیگر این وقفنامه این اسامی ذکر شده است:
((مرحوم شیخ شمس الدین محمد المیمدی، خواجه عبد الولی میمدی، اسماعیل بن بایزید میمدی، خواجه باباعیسی میمدی، خواجه امیر محمدمیمدی…))
میمد:در کتاب مسالک وممالک ابن خرداد به،درباره فاصله راههای قومس می نویسد:((…ازبدش(بدشت) تامیمد ۱۲فرسخ از میمد تا هفتگذر ۷فرسخ…)
۴ـمیمه: فریزر این واژه رادرسفرنامه زمستانی صفحه ۲۴۳به کار برده است ومترجم کتاب آقای منوچهر امیری در حاشیه می نویسد:((منظور نویسنده میامی است)) این واژه در موارد دیگر به کاررفته است:
میمه:دهی است از بخش زرین آبادشهرستان ایلام(لغت نامه دهخدا)
میمه:نام یکی از بخشهای شهرستان کاشان (لغت نامه دهخداجلد ۴۱صفحه ۳۲۴)
میمه:دهی است از دهستان کوهپایه بخش نوبران،شهرستان ساوه.
۵-مَی مَی:در کتاب فرهنگ جغرافیایی ایران جلد ۴۱درباره این واژخ چنین می نویسد:
((…میامی از نظر لغوی به معنای مَی مَی است واین واژه از این جهت به کاررفته است که در این ناحیه انگور فراوان به دست می آورندودر زمانهای قدیم به حدود ۸۰۰سال پیش می رسد از این انگور شراب فراوان به دست می آورند…)
توضیح:به نظر میرسد نام قدیم یانام اصلی این شهر ((میمد))بوده است واهالی بالهجه محلی آن را((مَی مَی))تلفظ کرده اند،زیرا هم اکنون کلمه بیامد را ((بیامی)) تلفظ می کنند.
برای قیاس دقیق تر ، کلنات را بخش بخش زی هم می نویسیم:
بیامد:ب+یا+مد،با لهجه محلی تلفظ می شود:ب+یا+((مَی)).
میمد:مَی+مَد،با لهجه محلی تلفظ می شودمَی+((مَی)).
بنابر این محلی ها همان کلمه میمد را ((مَی مَی)) تلفظ می کرده اند.(کتاب نگاهی به میامی مرحوم محمد اسدی)
شادروان محمد اسدی می گوید:به یاد دارم تقریبا در سالهای ۱۳۳۵یا۱۳۳۶شمسی مردان کهنسال ابراهیم آباد ازجملع ((محمدمقیم میرزایی)) که بزرگ آبادی بود میامی را((مَی مَی)) تلفظ می کرد.
۶-میامی:که نام امروزی شهر میامی است،به نظر می رسد از اوایل دوره قاجاریه به این صورت تغییر یافته است.
لغت نامه دهخداجلد۴۶درباره واژه(( میامی)) چنین می نویسد:
…میامی دارای بیست باب دکان ودوگاراژ وپنج کاروانسرا(منظور بار اندازهای قدیم می باشد)ادارات بخشداری ،ژاندارمری،بهداری،فرهنگ وآمار است.در ذیل مطالب بالا از قول ملک اشعراءبهار این دو بیت شعررا نوشته است:

تاخیمه به صحرای میامی زده ایم      با چنگ رباب ،می پیاپی زده ایم
زاهد تومده زحمت خود خجلت ما      در محفل ما،میا،میا،می زده ایم

ولی آقای عبدالرفیع حقیقت در صفحه ۲۵۷تاریخ قومس همین دو بیت شعررااز قول ابوالحسن میرزاحیرت(شیخ الرئیس) به این صورت نوشته است:

تاخیمه به صحرای میامی زده ایم      با  بربط و نی، رطل  پیاپی  زده ام
ای شیخ مده زحمت خود خجلت ما      در خیمه ما،میا میا،می زده ایم

این واژه در جاهای دیگر به کاررفته است:
میامی :دهی است ازدهستان پایین ولایت بخش فریمان،شهرستان مشهد(ازصفحه ۲۳۹-جلد۴۶-دهخدا)

نوشته شده توسط

رضا چیری صادق آبادی

mayameynews.ir

(جمع آوری از کتاب نگاهی به میامی شادروان محمد اسدی)

شناخت شهر میامی و مروری بر تاریخچه این شهر

میامی از شمال به طول ۱۵۰ کیلومتر به استان گلستان و خراسان شمالی و از شرق به طول ۱۳۰ کیلومتر به خراسان جنوبی و رضوی، از غرب به طول ۶۵ کیلومتر به شاهرود و از جنوب به طول ۱۰۰ کیلومتر به استان یزد متصل شده است.
طبق اسناد موجود  قدمت شهر میامی بیش از هزار سال می باشد و طی این سنوات قبایل مختلفی زندگی می کرده اند که از مهمترین این قبایل می تواند طایفه خواجه ها، خان ها، حسن بارون و قرقیشه را نام برد و پس از این قبایل افراد دیگری از جمله سادات معظم در این شهر سکنی گزیدند.
از نظر رشد و توسعه از حدو یک قرن قبل می توان میامی را به سه بخش تقسیم کرد.
بخش اول به زمانی بر می گردد که شهر میامی از مناطق مهم ایالت قومس بوده و بدلیل قرار گرفتن در مسیر کاروانها بار انداز مناسبی برای تاجران و با توجه به عبور کاروانهای شمال و شرق و غرب و قرار گرفتن در مسیر زائرین حضرت علی بن موسی الرضا به شهر تجاری تبدیل شده بود و دارای باغهای میوه فراوان، آب شیرین و گوارا و هوای مناسب بوده است در مسیر جریان آب که از ارتفاعت جنوب میامی به سمت داخل شهر میامی در جریان بود هفت آسیاب آبی قرار داشت که کل گندم منطقه توسط این آسیاب آرد می شده و همه روستائیان از کلاته های شرقی( روستاهای حسین آباد، استرخو، هونستان، بکران، ری آباد و…) کلاته ها غربی( جیلان ، مزج و…) و منطقه سرحدات( کلاته اسد؛ محمد آباد ، جودانه و…) گندم خود را به این شهر می آوره وآرد می کردند و همین داد و ستد ها و رفت و آمدهای زیاد از میامی شهری پر رفت و آمد و آباد به وجود آورده بود و در همان زمان ادارات دولتی که لازمه یک شهرستان می باشد از جمله اداره مالیات، اداره دخانیات ، اداره ثبت اسناد، اداره ثبت احوال، پاسگاه ژاندارمری ، شهربانی، فرودگاه( خانه بالن) بخشداری و مدرسه در این شهر مشغول به فعالیت بودند. در این زمان شخصیت ها و علمای بزرگی از جمله آیت ا… حاج سید اسماعیلی موسوی، حاج عبدالمومن مومنی، میرزا علیمحمد پزشکی ، محمد تقی خان سرتیپ، سرهنگ اسدا… خان، شیخ محمد باقر منتظری و… به امور شهر میامی رسیدگی می کرده اند.

بخش دوم را می توان دوره رکود و انزوای میامی نامید

رکود میامی به زمان حکومت رضا خان نسبت داده می شود در این دوران که شخصیت های میامی یا به دلیل مسائل سیاسی و یا مبارزه با سیاستهای غلط رضا شاه به انزوا کشیده شده بودند عده ای کوته فکر و نوکیسه زمام امور این شهر را به دست گرفتند اولین جرقه افول میامی زمانی زده شد که دولت تصمیم به ریل گذاری راه آهن از مسیر میامی به سمت مشهد مقدس گرفت در آن زمان این شخصیتهایی که فقط به فکر زمین های خود بوده و به فکر خود و نسل آینده نبودند اجازه عبور راه آهن از میامی را نداده و پیمانکار این طرح بدون درنگ مسیر راه آهن را به ۲۰ کیلومتری میامی تغییر مسیر داد و پس از آن نیز به مرور فعالیت های تجاری و اقتصادی در میامی رنگ باخته و ادارات نیز کمتر و کمتر شدند و وضع تا بدانجا پیش رفت که شهر شاهرود و در مجاورت میامی که تا آن زمان هیچ نام ونشانی نداشت رو به توسعه نهاد و با پیشرفت چشمگیری گوی سبقت را ربود و در سال ۱۳۲۱ به عنوان شهرستان شاهرود معرفی گردید و روند سقوط میامی تا زمان پیروزی انقلاب اسلامی ادامه یافت و باعث گردید تا اکثر مردم به این شهر به خصوص جوانان مهاجرت نمایند و جهت امرار معاش به شهرهای بزرگتر کشور ( تهران- مشهد و…) نقل مکان نمایند.

بخش سوم:

پس از پیروزی انقلاب اسلامی جوانان متعصب و غیرتمند میامی که تا آن زمان در تهران و دیگر شهر ها و بعضاً در خود میامی مشغول امرار معاش بودند با تشکیل جلسات متعدد به منظور رشد و باز سازی میامی شروع به کار نمودند ودر اولین گام اقدام به حفر چاههای کشاورزی نمودند که با استقبال عمومی مواجه شد و تاثیر بسزایی در شکوفایی مجدد میامی داشت و این خطه را که به روستایی مهاجر خیز تبدیل شده بود به شهری مهاجر پذیر تبدیل کرد و با پیدایش کار و در آمد مناسب نه تنها مهاجرین میامی به شهر خود بازگشتند بلکه از شهرهای مجاور نیز افراد زیادی دراین شهر سکنی گزیدند و از درآمد بسیار مناسبی برخوردار شدند.
بخش میامی را اگر « قطب کشاورزی» استان سمنان بنامیم چیزی به گزاف نگفته ایم زمین حاصل خیز ؛آبهای کشاورزی، محصولات کشاورزی و مردم کشاورز آن همگی دست به دست هم داده تا این قطعه از بهشت بر روی زمین را رونقی داده باشند و از برکات مردم بهره ای جسته باشند.
در میامی کشاورزی شغل و حرفه اصلی آنان می باشد و مردم  این خطه با کاشت و برداشت محصولات پاییزی و تابستانی ، زندگی خود را می گذرانند. محصولات کشاورزی فراوانی از دسترنج کشاورزان به دست می آید که شاید بتوان از مهمترین آنها، هندوانه، چغندر قند، گندم، گوجه، خیار، زرد آلو، انگور، سیب و… دانست لازم به ذکر است هر کدام از این محصولات علاوه بر استفاده مردم میامی جهت فزونی به مغازه هایی که در مسیر تردد زائرین حضرت علی بن موسی الرضا قرار گرفته و هم چنین استانهای مجاور مجاور ارسال می گردد.
همچنین چغندر قند و گندم این دو محصول مهم در میامی به شاهرود و حد الامکان به شیروان به استان خراسان ارسال می گردد در میامی منابع آب را می توان به چهار دسته تقسیم کرد.۱- به صورت رود ۲- چشمه ۳- قنات ۴- چاه عمیق
رود: کال شور: از کوههای شمال شرقی میامی ( کوه چاه بید) سرچشمه گرفته پس از گذشتن از شمال میامی ، زمینهای مسیرش را سیراب میکند و وارد کویر می شود.
رودخانه دزی، معمولاً در طول سال خشک است و تقریباً در هنگام بارندگی زیاد بستر سیلهای زودگذر است
زیدر: در شرق زیدر و بستر سیلهای زودگذر است.
چشمه ها: از آب چشمه ها برای آبیاری باغستانها و مزارع کوچک اطراف شهر مانند کلاته ها استفاده می شود .
در حال حاضر چشمه های موجود میامی عبارتند از: چشمه کلاچون، چشمه سربنین، چشمه علمین، چشمه سفید ، چشمه خواجو، چشمه آله وین، چشمه کلاتو، و کله ی بزرگ و کوچک ، صومعه، انجیلو، کلاته نو، قره سقر، حاج سوخته ، مقاتلون و…
قنوات ، قسمت عمده باغ ها و مزارع داخل شهر از آب قنوات میامی آبیاری می شوند این قنوات شامل سه رشته است: قنات خرمگاهی، قنات زربند، و قنات پنفتنین که در دامنه های کوه قبله  (میامی) به صورت نهری واحد در آمده و به سوی شهر جاری است .  از قدیم هر ۹ شبانه روز را به نام طایفه ها و مالکین آنها نامگذاری می کردند که به ذکر آنها در ذیل می پردازیم.

شبانه روز حسن بارون ها طایفه بارانی

شبانه روز بابا نوروزها طایفه نوروزی

شبانه روز اسد طایفه اسدی

شبانه روز حاج صایم طایفه صائمی

شبانه روز کربلایی میر علی

شبانه روز کرنگ ها یا به اصطلاح کلنگها

شبانه روز حاج ابولها

شبانه روز قلی ها

شبانه روز سران ملکی یعنی سالانه به اجاره می دهند به نفع کل مالکین جهت تعمیر قنوات

چاههای عمیق

اولین چاه عمیق منطقه میامی در سال ۱۳۴۰ شمسی جنب کاروانسرای شاه عباسی میامی حفر شد ( در این سال آقای ارتفاعی بخشدار میامی بود) پمپ این چاه عمیق تا سال ۱۳۷۳ به وسیله موتور گازوئیلی با ظرفیت شش اینچ کار می کرد و از آن به بعد به پمپ برقی تبدیل شد . آب این چاه فقط برای مصارف آبیاری مزارع و باغهای داخل شهر می رسد. چاه عمیق دیگری در جنوب شهر برای تامین آب آشامیدنی حفر شده است.

محصولات کشاورزی میامی

محصولات کشاورزی میامی را می توان به سه قسمت بررسی نمود.
الف) در باغستانهای دامنه کوه جلگه(دزی کلاچون) شرایط مناسبی برای رشد و باردهی درختان گردو مهیا می باشد باغهای آباد گردو در کلاچون و دزی همه ساله محصول فراوانی را روانه بازار می نمایند امروزه در بعضی از باغستانهای دزی روش سنتی را تبدیل به روش آبیاری قطره ای کرده اند گردوی این باغستانها به علت مرغوبیت آن زبانزد خاص وعام می باشد و ضمن تامین بازار داخلی به شهرهای همجوار صادر می شود زرد آلو از دیگ محصولات این باغستانهاست که علاوه بر فروش زرد آلو و صادر کردن آن به شهرهای هم جوار به مقدار قابل ملاحظه ای از آن در همان جا به صورت برگه محلی( کشته دودی) تهیه شده و در بازار به فروش می رسد . انگور، زرد آلو، انجیر، توت فرنگی، به، از دیگر محصولات این باغستانهاست. در دامنه کوه میامی( قبله) چندین کوه دایر است که محصول عمده این چند کلاته زرد آلو، انگور، گندم وانجیر است. البته می توان در آنها مانند کلاته حاج سوخته درختان انار فراوانی را دید.

ذذ

ب) در مزارع و باغهای داخل شهر، انگور، زرد آلو ، گندم از محصولات عمده است که علاوه بر تامین نیازهای شهر ، به دیگر شهرهای همجوار ارسال می شود. در این مزارع گندم، ، سیفی جات، سیب زمینی ،بادمجان، گوجه، حبوبات، و… کشت می شود در میان باغهای آباد و سر سبز داخل شهر ، درختانی از قبیل آلو، سیب، هلو و توت دیده می شود.
ج) در کشتزارهای وسیع شمال میامی  گندم، جو و چغندر دیده می شود.
با رشد اقتصادی و توسعه کشاورزی و رشد جمعیت ادارات نیز به مرور فعالیت خود در این شهر را از سر گرفتند و با همت مسئولین پرتلاش وقت پیشرفت این شهر تا آنجا پیش رفت که حتی اداراتی از جمله: ثبت اسناد ، دارایی، و تامین اجتماعی و سایر اداراتی که معمولاً در مرکز شهرستان فعالیت دارند در این بخش مشغول به فعالیت شدند و امیدواریم در این سیر صعودی پیشرفت در آینده ای نزدیک شاهد بر آورده شدن آرزوی دیرینه این مردم عزیز که همانان اعلام شهرستان میامی می باشد باشیم، شایان ذکر است در حال حاضر میامی قطب کشاورزی استان سمنان می باشد و سیلوهای گندم و قند شاهرود تامین نمی گردد مگر با فعالیت مردم شریف و خستگی ناپذیر میامی .

نجابت و حفظ حجاب در زمان کشف  حجاب در میامی
 
در زمان رضا خان و صدور فرمان کشف حجاب در میامی نیز برنامه کشف حجاب توسط مسئولین مطرح شده و مقرر میگردد که میتینگ کشف حجاب انجام شود و به حساب خود آنها جشن کشف حجاب توسط اقشار مردم به نمایش گذاشته شود ولی با توسل به زور و قدرت رضا خانی لذا از مردم دعوت می شود که هر مرد بازن یا زنان و دخترانش باید در محل جشن( ته خرمن) جمع شوند و چنانچه فردی در خانه بماند مجازات خواهد شد مردم نجیب ومومن میامی که از ظلم و جور آن بیداد گران بیم داشتند تصمیم گرفتند با همسران خود در جشن شرکت نمایند اما چگونه ؟
زنان میامی در این جشن به گونه ای خود را پوشاندند که جز چشمانشان هیچ جای آنها دیده نمی شد و در مراسم جشن نیز که توسط مسئولین ساز و دهل نواخته می شد مردم اشک می ریختند و گریه می کردند و با این عمل خود نشان دادند که دار المومنین میامی تسلیم بی دینی و لاابالی گری نمی گردد.

دانش آموزان و اساتید مدرسه میامی در دهه ۴۰

 

دانش آموزان و اساتید شهر میامی
دانش آموزان و اساتید مدرسه میامی

 

 

 

 

اولین بانوی تحصیل کرده میامی در کسوت پدر خویش (مرحوم فقید میرزا علیمحمد پزشکی ) در معدن فیروزه  از توابع شهرستان نیشابور ، پس واقعه از کشف حجاب در سال ۱۳۱۴ در مدرسه آن زمان که تا کلاس ۶ ابتدایی ادامه تحصیل  داد

 

ردیف نشسته از راست سومین نفر ( شادروان مرحومه حورا پزشکی

 اردوی پیش آهنگی دانش آموزان میامی در منطقه سه چنار در حدود ۴۰ سال قبل

معرفی علمای شهر میامی

زندگینامه شهید سید کاظم موسوی از کتاب نگاهی به میامی نوشته محمد اسدی

 شهید سید کاظم موسوی فرزند میرزا موسی فرزند آیت الله حاج میرزا حسن فرزند حاج سید اسماعیل فرزند سید باقر فرزند سید میر موسی از نوادگان سید داود در سال ۱۳۱۳ شمسی در میامی متولد شد دروس مقدماتی را نزد پدر بزرگوار خود مرحوم آیت ا… حاج میرزا حسن آموخت و از سن ۱۳ سالگی در مشهد مقدس وارد حوزه علمیه شد. دروس فقه و اصول و مقدار از درس خارج را در آنجا فرا گرفت و در سال ۱۳۴۱ شمسی از مشهد مقدس به تهران مهاجرت نمود و در مدرسه محمودیه تهران به تدریس علوم دینی پرداخت در سال ۱۳۴۲ وارد دبیرستان علوی شد و به تدریس دروس دینی و عربی اشتغال ورزید وی همزمان با تدریس تحصیلات عالیه دانشگاهی را ادامه داد و تا کسب مدرک دکتری پیش رفت شهید سید کاظم موسوی با کمک مرحوم رضا روزبه کتاب« عربی آسان را تالیف و تدوین نمود و با ارائه این روش گامی موثر در امر آموزش نوین عربی برداشت ونیز به تصحیح برخی کتب خطی پرداخت از جمله به تصحیح  و چاپ دیوان مرحوم کمپانی اقدام نمود. این روحانی وارسته و استاد فرزانه بعد از پیروزی انقلاب اسلامی به مقام معاونت وزارت آموزش و پرورش رسید و سرانجام در واقعه هفتم تیر ۱۳۶۰ شمسی به شهادت رسید.

شهید سید کاظم موسوی

آشنایی با خاندان موسوی در میامی
شهید حاج سید کاظم موسوی فرزند حاج میرزا موسی فرزند آیت الله حاج میرزا حسن فرزند حاج سید اسماعیل فرزند سید باقر فرزند سیدموسی از نوادگان سید داود است . مقبره سید داود در خور زیارتگاه اهل محل است.
میر موسی:که از نوادگان سید داود است در حدود اواخر دوره قاجاریه از خور به شاهرود مهاجرت کرده و ساکن می شود وی با چند تن از برادرانخود به کار تجارت می پردازد و از این راه صاحب ثروتی می شود. میر موسی از میامی دختری را به همسری انتخاب می کند و بعد از ازدواج به میامی عزیمت کرده و ساکن می شود.
سید باقر فرزند بزرگوارش در حدود ۱۲۰ سال پیش وصیت نامه ای نوشته است که در ان فرزندان خود را به تقوای الهی سفارش می کند . این وصیت نامه که به خط شکسته تستعلیق نوشته شده به صورت توماری است به عرض تقریباً ۲۰ سانتیمتر و به طول تقریباً ۵/۳ متر .
فرازهایی از آن را با هم مطالعه می کنیم:
«… وصی خود قرار داد اولاد اکبر خود حاج سید اسماعیل را که بدین وصیت نامه عمل نماید:
اولاً وصیت می کنم تو را به تقوا و پرهیزکاری
و بر تو باد نماز در اول وقت…
و بزرگت از خود را حرمت نمائید. در کمال ادب در مجالس بنشنید و البته از انفاق فی سبیل ا… کوتاهی نکنید…
التماس دعا اجمعین
بتاریخ محرم الحرام هزار و سیصد و پنج الهجریه النبویه . سنه ۱۳۰۵ قمری (مهر سید باقر)

حاج سید باقر: مردی خیر و ثروتمند بود او چند بنای خیریه و عمرانی در میامی بنا کرده است . غسالخانه سنگی و مجموعه مسکونی معروف به « کوچه آقایان» از آثار عمرانی اوست . این مجموعه دارای حصار بلند، منازل وسیع با درب ورودی بزرگ به صورت دروازه ای در ابتدای کوچه بن بست تعبیه شده است که به نام (سردر) معروف است.
سید باقر چهار فرزند داشت: ۱- حاج اسماعیل ۲- حاج میرزا سیف الله ۳- حاج میر اسدا… ۴- حاج میرزا حسن . این چهار برادر بناهای خیریه ای از خود به یادگار گذاشته اند. از جمله حمام میامی است که وقف عموم مردم می باشد و هم اکنون مردم شهر از این بنای مستحکم وهمگانی استفاده می کنند.
حاج سید اسماعیل: در زمان حیات خود اقدام به ساخت بناهای خیریه ای نمود. آب انبار آقایان و مسجد آقایان را در جوار مجموعه مسکونی آقایان در سال ۱۳۱۳ قمری ساخته است .
سیداسماعیل دو فرزند ذکور داشت به نام های: آیت الله حاج میرزا حسن و حاج میرزا ابراهیم که مرجع امور شرعی واجتماعی منطقه بودند.
آیت الله حاج میرزا حسن: در میامی پیش نماز مسجد آقایان بود و از استاد بزرگوار خود مرحوم حاج سید ابوالحسن اصفهانی حکم اجتهاد داشت . مرحوم شیخ محمد حسین جلالی شاهرودی پیش نماز مسجد ابوالفضل شاهرود در کتاب( و فیات العلما یا دانشمندان اسلامی) می نویسد«… میامی همیشه کانون علما بوده و هست مانند مرحوم حاج میرزا حسن و حاج میرزا ابراهیم و آقا زاده های این دو بزرگوار…» شجاعت و سخاوت مرحوم حاج میرزا حسن زبانزد خاص وعام بود . راویان محلی به تائید فرزندان بزرگوار آن مرحوم می گویند:« در واقعه حذف حجاب که به دستور رضا شاه قرار بود توسط بخشدار وقت حذف حجاب برگزار شود. مرحوم آیت الله حاج میرزا حسن مخالفت خود را با قاطعیت اعلام می کند و می گوید: میرزا حسن کسی نیست که از بخشدار و رضا شاه بترسد… »
آیت الله حاج میرزا حسن شش فرزند ذکور داشت به نام های: حاج میرزا احمد حاج میرزا موسی، میرزا ابوالقاسم، حاج سید مرتضی( امام جمعه میامی) حاج سید محمود، و سید اسدالله . اهالی منطقه از ارشاد ومواعظ این بزرگواران روحانی پیوسته مستفیض بوده اند.
حاج میرزا موسی: پدر بزرگوار شهید حاج سید کاظم موسوی است و در میامی ساکن بود مردم منطقه در انجام امور اجتماعی ومسائل شرعی خود از وجود این روحانی بزرگوار بهره مند می شدند. شهید سید کاظم موسوی فرزند ارشد ایشان بود.
شهید سید کاظم موسوی: فرزند ارشد حاج میرزا موسی است وی در تمام عمر با برکت خود با نهایت خضوع و خشوع تا حد مطلوب به پدر بزرگوار و مادر گرامی خود احترام می گذاشت و این خلق نیکو یکی از خصلت های برجسته ی آن شهید والامقام است .

تولد و کودکی
در اولین روز تیر ماه سال ۱۳۱۴ شمسی در میامی در خانواده ای روحانی از مادری مومنه و صالحه کودکی به دنیا آمد که پدر بزرگوارش نام او را سید کاظم نهاد و چه اسم با مسمایی برای شخصی که همه عمرش را با متانت ، وقار و آرامش سپری کرد. هرگز کسی او را در حال خشم و پرخاش ندید، به یاد می آوریم آیه شریفه ۱۲۸ از سوره آل عمران که می فرماید« آنانکه انفاق می کنند در خوشی وناخوشی و فرو بردند گمان خشم وعفو کنندگان از مردمان، و خدا دوست دارد نیکو کاران را»
مادر گرامی این نوزاد ، نهایت سعی خود را در پرورش فرزند خود داشت ، پدر بزرگوارش نیز  در مراقبت و تربیت این کودک بسیار دقیق و دور اندیش بود. وی فرزندش را از سن شش سالگی به مکتب خانه محل« مکتب خانه ملا ربابه » سپرد در مکتب خانه از همان دوران کودکی نشانه های بزرگی در او پیدا بود، نظم پاکیزکی وهوش سرشار وی آینده روشنی را برایش نوید می داد.
همدرسان او از جمله عموی بزرگوارش آقای سید اسدا… موسوی می گوید:«… از همه ما با هوش تر بود. ملا هر درسی که می گفت او به سرعت فرا می گرفت احتیاجی به تکرار کردن برای او نبود. حافظه ای قوی داشت .یک روز نزد پدرم مرحوم آیت … حاج میرزا حسن سوره ای قران را در حالیکه ۶ یا ۷ ساله بود از حفظ خواند. من هم سوره ای از حفظ خواندن آن وقت مرحوم آقا به هر کدام از ما یک اسکناس یک تومانی جایزه داد . البته شهریه مکتب خانه ، آن روزها کمتر از این مبلغ بود.
از سجایای اخلاقی سید کاظم در کودکی، نزاکت آرامش ادب و فروتنی بود در بین شاگردان او اول کسی بود که نمازش را همیشه سر وقت می خواند. برخی شاگردان فقط در مکتب خانه برای آموزش نماز می خواندند و گاهی هم در منزل نماز می خواندند. اما سید کاظم از همان دوره تحصیل در مکتب خانه یعنی از سن تقریباً ۶ یا ۷سالگی نمازش را مرتب و سر وقت می خواند .
دوره نوجوانی و جوانی
هوش بسیار، استعداد سرشار ، عشق و علاقه سید کاظم به تحصیل عموی بزرگوارش حاج سید مرتضی موسوی را که خود طلبه ای در مشهد مقدس بود بر آن داشت تا از محضر پدر بزرگوار خود مرحوم آیت ا… حاج میرزا حسن درخواست نماید سید کاظم را که سیزده ساله بود، برای ادامه تحصیل به مشهد مقدس ببرد مرحوم آقا با این درخواست موافقت کرده و سرپرستی سید کاظم را در مشهد مقدس به عمویش سید مرتضی موسوی واگذار نمود.
سید کاظم با استعداد فراوانی که داشت در حوزه به سرعت درخشید و مورد توجه اساتید حوزه قرار گرفت از  آنجا که دقت و درایت کافی داشت تقریرات درس مرحوم آیت الله میلانی به او واگذار شد.

موسوی [DVD (PAL)] [iPhone]

مراحل تحصیل
در میامی: از سن ۶ یا ۷سالگی به مکتب خانه محل می رفت و خواندن قرآن و برخی کتب قدیمی را که آموختن آن در مکتب خانه ها معمول بود فرا گرفت.

۱- در مشهد مقدس: از سن ۱۳ سالگی وارد حوزه علمیه شد و در مدرسه سلیمان خان به تحصیل پرداخت، او دروس مقدماتی و ادبیات را نزد اساتید بزرگی چون ادیب نیشابوری آموخت، رسایل و مکاسب و مقداری کفایه را نیز در محضر حاج شیخ هاشم قزوینی گذرانید . چند سالی هم درس خارج را نزد حضرت آیت الله میلانی خواند و تقریرات درس آن استاد بزرگوار را به عهده گرفت.

۲- در تهران : از سال ۱۳۴۲ به بعد ضمن اشتغال به کار دروس دانشگاهی را شروع کرد و دوره تحصیلات فوق لیسانس را در دانشکده الهیات و معارف اسلامی ، رشته زبان و ادبیات فارسی عربی درتاریخ ۲۷/۸/۱۳۵۰ به پایان رسانید و به این ترتیب بضاعت علمی خود را در حوزه علمیه به حد اجتهاد و در دانشگاه به حد دکتری رسانید.

اشتغال و مسئولیت ها
مسئولیت تقریر درس حضرت آیت الله میلانی، در مدرسه سلیمان خان مشهد مقدس از سال ۱۳۲۷ به بعد
۱-تصحیح کتب خطی و آماده سازی برای چاپ و همکاری با انتشارات آخوندی تهران از سال ۱۳۴۲ به بعد
۲-مدرس حوزه علمیه محمودیه – تهران از سال ۱۳۴۲ به بعد
۳-دبیر دینی و عربی دبیرستان علوم – تهران از سال ۱۳۴۲ به بعد
۴-مسئولیت اداره انجمن اسلامی (خواهران) تهران از سال ۱۳۴۹ به بعد
۵-موسس مدرسه راهنمایی دخترانه روشنگر – تهران در سال ۱۳۵۰
۶-موسس دبیرستان روشنگر- تهران در سال ۱۳۵۳ شمسی
۷-نماینده امام در وزارت آموزش و پرورش در سال ۱۳۵۸ شمسی
۸-مشاور عالی وزارت آموزش و پرورش در زمان تصدی شهید محمد علی رجایی
۹-عضویت دادگاه تجدید نظر اداری
۱۰-عضویت شورای انتخاب نشریه وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی
۱۱-عضویت شورای سازمان پژوهشی و برنامه ریزی آموزشی – تهران
۱۳-عضویت شورای سازمان نوسازی و توسعه و تجهیز مدارس- تهران
۱۴-معاونت پژوهشی وزارت آموزش و پرورش در کابینه شهید رجایی

 آثار علمی
الف) تصحیح و چاپ کتب معتبر دستنویس
۱-تصحیح دیوان مرحوم آیت الله شیخ محمد حسین اصفهانی معروف به علامه کمپانی
۲-تصحیح ارشاد- شیخ مفید
۳-تصحیح مجلات اول تا چهاردهم کتاب بحار الانوار ملا محمد باقر مجلسی
۴-تصحیح تحشیه و تخریج مجلات سی و پنجم تا چهل و دوم کتاب بحار الانوار ملا محمد باقر مجلسی
۵-تصحیح و تفسیر مقتنیات الدور
۶-تصحیح ادب النفس
۷-تصحیح شواهد
۸-تصحیح مجمع البیان
ب) تالیفات:
۱ – عربی آسان؛ جلد اول که گامی مهم در امر آموزش و روش تدریس جدیدعربی و به سرعت مورد توجه وزارت آموزش و پرورش قرار گرفت و این روش در مدارس راهنمایی و دبیرستان های کشور رایج شد
مشخصات این کتاب به شرح ذیل است:
نام کتاب: عربی آسان- جلد اول
تالیف: استادان سید کاظم موسوی و رضا روزبه
چاپ : شانزدهم
تعداد ۳۰۰۰ جلد
چاپ: بهمن
شابک: ۰-۰۶-۶۶۴۰-۹۶۴
کانون انتشارات محمدی؛ تهران، خیابان جمهوری اسلامی تلفن ۳۱۱۸۶۳۵
شهید سید کاظم موسوی در مقدمه عربی آسان می نویسد:
« باسمه تعالی- در سالهای آخر حیات استاد روزبه(ره) کتاب عربی آسان در حوزه های علمیه و جلسات مذهبی رواج شایسته ای یافت و احساس شد که باید در قالب جدیدی با قواعد بیشتر عرضه شود  و بدین منظور به تجدید نظر وتکمیل و قواعد اقدام شد ولی در اثر فقدان مرحوم استاد مدتی متوقف گشت و سپس تدریجاً در طی یکسال، جلد اول آماده شد و به طبع آن مبادرت گردید.

۲) مشخصات کتاب عربی آسان جلد ۲ به این شرح است:
نام کتاب: عربی آسان جلد ۲
چاپ اول: سال ۱۳۴۸ در ۳۰۰۰ نسخه
چاپ دوم: سال ۱۳۵۰ در ۵۰۰۰ نسخه
چاپ سوم: سال ۱۳۵۰ در ۲۰۰۰ نسخه
شماره ثبت کتابخانه ملی: ۱۲۵۱-۱۰/۱۱/۵۰
۳- مشخصات کتاب سهل الوصول( عربی آسان جلد۳ و۴)
سهل الوصول ۱-۲
کانون انتشارات محمدی
در پایان مقدمه این کتاب تاریخ تنظیم کتاب را سال ۱۳۵۷ ذکر نموده اند

مشخصات کتاب روش  آسان در تعلیم قرآن

نام کتاب: روش آسان
نویسندگان رضاب روزبه – سید کاظم موسوی
چاپ پانزدهم: ۱۳۷۳
تیراژ: ۵۰۰۰ جلد
چاپ: مزوی، این کتاب طی شماره ۱۶۹۱ مورخ ۸/۱۲/۵۱ در کتابخانه ملی به ثبت رسیده است.

نامگذاری ها به یاد شهید

به پاس خدمات و یاد آن شهید بزرگوار برخی از جاهایی را که به نام ایشان نامگذاری کرده اند و ما اطلاع حاصل کرده ایم ذکر می شود:
۱-در تهران ساختمان شماره ۴ وزارت آموزش و پرورش واقع در خیابان ایرانشهر تهران به نام ساختمان شهید سید کاظم موسوی
۲-در تهران خیابان پاسداران- خیابان گلستان پنجم به نام خیابان شهید سید کاظم موسوی نامگذاری شده است.
۳-در تهران در منطقه آموزشی ۱۲ مدرسه به نام شهید سید کاظم موسوی نامگذاری شده است.
۴-در میامی مجتمع خدمات بهزیستی به نام شهید سید کاظم موسوی نامگذاری شده است.
۵-در میامی مرکز بهداشتی درمانی به نام شهید موسوی نامگذاری شده است.

۶-در میامی یکی از سازمان های کشاورزی به نام شهید سید کاظم موسوی نامگذاری شده است

وقایع انفجار دفتر حزب، از خاطرات آیت ا… هاشمی رفسنجانی
از صفحه ۵۲۱ کتاب عبور از بحران -۶۰
«… آقای صانعی بزرگ با لحنی آرام و مملو از نگرانی و اضطراب گفت: می گویند انفجار عظیمی که جنوب تهران را لرزانده، دردفتر مرکزی حزب رخ داده و بخشی از ساختمان را ویران کرده و صدای آژیر آمبولانسها و آتش نشان ها و ضجه مردم همه چیز را تحت الشعاع گرفته و دود و غبار از سرچشمه به آسمان می رود.
هر کس دیگر هم جای من بود با این مقدار خبر فاجعه را به بزرگی خودش در آن لحظه تصورنمی کرد هر چند بدبین و وسواسی تا چه رسد به من که اصولاً آدم خوشبینی هستم تا در قعر حادثه قرار نگیرم. مصیبت را همیشه کوچک و نعمت را بزرگ می بینم.
البته خیلی ناراحت شدم . اما نه به اندازه وسعت فاجعه و حجم مصیبت، فوراً خبر را به احمد آقا منتقل کردم و بحث مان عوض شد و تصمیم این شد که احمد آقا زودتر به منزل برود که امام در خانه تنها نباشد و بر کیفیت انتقال خبر به امام وتماس مردم با بیت و برخورد بیت کنترل داشته باشند از مهمترین نگرانی ها وضع قلب امام بود که در صورت وسعت و عمق فاجعه حداکثر ظرافت در کیفیت خبر به محضر امام لازم بود گرچه بعداً یکبار دیگر معلوم شد روح امام بزرگتر و روحیه ایشان قویتر از حد تصور ماست، حتی بعد از ناراحتی قلبی اخیر.
احمد آقا رفت و من کنار تلفن نشستم همان دو سه تماس اول به کلی روحیه ام را افسرده کرد واهل خانه پی به اضطرابم بردند و دورم جمع شدند . معلوم شد انفجار در همان سالن جلسه بوده و آن هم در حالیکه جلسه شکل گرفته و تقرباً همه جا جمع شده اند روشن است که توقع نداشتم به آسانی افرادی را پیدا کنم که بطور طبیعی در آن جلسه نباشند و بتوانند طرف صحبت های لازم آن لحظه من باشند. هر کس را به خاطر می آوردم می دیدم عضو جلسه است.
در شب حادثه از منزل با اینکه و آنجا تماس گرفتن تا خبری بگیرم یک لحظه گوشی را روی تلفن گذاشتم ولی دستم را جدا نکرده بود که به محض خطور یک آدم مناسب به ذهنم نمره اش را بگیرم تلفن زنگ زد تلفن مثل حالت برق گرفتگی مرا لرزاند و نمی دانم چرا؟ صدایی از آن طرف می آمد که خیلی برایم زیبا بود و لذت بخش و باور نکردنی که یک لحظه همه غصه ها را از خاطرم برد صدای دکتر باهنر بود، بم ، گیرا و مضطرب.
باور نکردنی ، چون ایشان را در آخرین لحظه در حزب دیده بودم و بنا داشت بماند و در جلسه شرکت کند گیرا مثل همیشه و لذت بخش برای اینکه سالم ماندن ایشان می توانست دلیل خوبی برای سالم ماندن خیلی ها از جمله آقای بهشتی باشد. گرفتگی و اضطراب هم که برای شما معلوم است ؟چرا. گرچه ماجرا تا آن لحظه بخوبی هنوز معلوم نبود. حتی ایشان هم هنوز کار به کجا می کشدو کی می ماند و کی نمی ماند. می دانست عجله دارم بفهمم و ایشان هم مثل من خوشحال شد که من زنده ام . مطمئن نبود که من در جلسه نبودم . از دربان شنیده بود که من خارج شده ام و به امید اینکه همدردی و همدلی پیدا کند تلفن مرا گرفته بود.
فوراً شروع کرد به گفتن و گفت:
داشتم می رفتم داخل جلسه بیرون سالن به درخشان( شهید) برخوردم دو سه کلمه با هم حرف زدیم. دید خیلی خسته ام – دکتر باهنر وقتی که خسته می شد قیافه و چشمانش خیلی روشن خستگی را نشان می داد ، معمولاً آن قدر کار می کرد که به این حال می افتاد- اصرار کرد که به آن جلسه نیا و برو استراحت کن آمدم نزدیک درب بزرگ همان لحظه که می خواستم سوار ماشین شوم. انفجار رخ داد. شعله آتش تا کنار در خروجی رسید و شیشه های ساختمان وسط شکست. دیوارهای سالن و سقف یکپارچه پائین آمد و تمام حضار را زیر گرفت و برق خاموش شد ، صدای ضجه و استغاثه و ذکر دعا از زیر آوار به گوش می رسید با وسایل دستی ممکن نیست سقف را از روی عزیزانمان برداریم. آتش نشانی آمده و جرثقیل حاضر شده که سقف را یکپارچه بر دارد. با سرعت دارند کار می کنند از کنار ساختمان چند نفر را بیرون آورده اند زخمی شهید و بیهوش و… انبوه جمعیت مانع از حرکت ابزار است و نظم را بر هم می زنند و کسی نمانده که بتواند کنترل و اداره کند و شهربانی ، بهداری، حزبیها و مردم هر یک به نحوی دست در کارند در عین حال خطر ضد انقلاب هم وجود دارد و مردم نمی گذارند چهره های سرشناش در محوطه بمانند با زور و التماس آنها را از صحنه بیرون می برند.
تصمیم گرفته بودم به حزب بروم ایشان به شدت منعم کرد و تلفن های دیگر منجمله وزیر بهداری دکتر منافی و آقای بادامچیان وصل شد و همین مطالب را با کمی اختلاف گفتنو در خانه ماندم مثل یک زندانی که دایم خبرهای بد می شنود. ستادهایی در نزدیکی دفتر حزب برای اداره کار اخراج عزیزان از زیر آوار و انتقال مجروحان به بیمارستان و سایر کارهای لازم تشکیل شده بود.
ستادها و افراد متفرقه لحظه به لحظه اخبار و پیشرفت کار را بمن می دادند ولی اخبار مختلف و متضاد بود. مصدومان را شناسایی می کردند و وضع حال آنها را می گفتند . در بسیاری از موارد گزارشها یکدیگر را نقض می کرد خبر سلامت شهادت جراحت در مورد اکثر افراد می رسیدونمی شد به هیچ یک مطمئن شد مثل اینکه تعمدی در کار بود که خبر شهادت شخصیت ه ای حساس چون شهید بهشتی را به من نگویند و با اینکه ادعای رویت جسد یا سالم می شد به خاطر تضاد اخبار قابل اطمینان نبود. حتی یکبار گفتند ایشان را سالم بیرون آوردند و در جایی مطمئن حفاظت می کنند و به من پیشنهاد شد به ملاقات ایشان بروم ولی خیلی زود نسخ این خبر رسید.
شاید هم تعمدی در کار نبوده وممکن است تارکی ؛ شلوغی عدم مدیریت واحد اخلال ضد انقلاب و شایعه سازی ها چنین وضعی را پیش آورده باشد.
بالاخره نزدیک ساعت ۲ بعد از نصف شب خبر مطمئنی از شهادت آقای بهشتی آمد شاید از ناحیه شهید رجایی نخست وزیر که راستی که کمرم را شکست و برای چند لحظه دنیا را سیاه دیدم و خیال کردم دارمدور خودم می چرخم. و…

آیــت ایـــثار جــــان در راه جانانی شهید
شادمان از لـــطف بــی پایان یزدانی شهید
سرخ تر از لاله هایـــی سبــز تر از زندگی
آفتاب گرم مهر وماه تابانــــی شهیــــــــد
چشمه جوشان عشقی، جــاودانی ، زنده ای
باور آئین ما، تفســــیر قــــرآنی شهیــــد
یادگار سرخ هجرت امــــتداد خــــط سبـز
برکه آیینه ها، انــــوار ایمـــــانــــی شهید
موج اقیانوس عشقـــــی در ره دریـــا دلی
فوق دریا، وسعت بی حـــد و پــایانی شهید
پرچم آزادگان رنگین زخون پـــاک تو است
چون زلال چشمه سار و روح بـارانی شهید

مرحوم دکتر میرزا علیمحمد پزشکی

مرحوم میرزا علیمحمد پزشکی فرزند حکیم الحکما میرزا مهدی حکیم باشی متوفی بسال ١٣١٧ شمسی فارغ التحصیل از دانشگاه دارالفنون در رشته طب
وی پس از پایان دوره تحصیلات عالی طبابت در سال ١٢٩۶ شمسی مسئول اداره صحیه بسطام بوده است ومدت ١٢ سال در آنجا مشغول به طبابت و خدمت رسانی به اهالی بسطام و توابع آن بوده اند .
سپس به زادگاه خود میامی مراجعه نموده و ضمن اشتغال به امر طبابت سعی در تاسیس آموزش و پرورش آن دیار با تشکیل مدرسه و تشویق وترغبیب کودکان ونوجوانان به تحصیل و سوادآموزی پرداخت تا سرانجام پس از مدتی در سال ١٣٠۶ شمسی موفق به کسب مجوز  وزارت معارف و امور مستظرفه درخصوص تشکیل مدرسه دولتی در میامی می شوند.

تعدادی از اسناد قدیمی مربوط به احداث مدرسه در میامی

 

 

 

 

مرحوم شیخ علی مومنی

مرحوم آیت الله حاج شیخ علی مومنی

فرزند : شیخ محمد حسن
مــرحوم آیت الله حاج شیخ علی مومنی فرزند شیـخ محمـد حسن در سال ۱۲۹۱ هجــری شمســی در میامی تولــد یافت تحصیلات حوزه ی را در مشهد شــروع نمود سپس برای ادامه تحصیل به نجـف اشرف مشرف شد و مدت سی سـال در محضر اساتید بزرگ آن زمان از جمــله آیت الله حاج سید ابوالحسن اصفهانی و آیت الله حکیم به تحصیل علوم دینی پرداخت و تا حد اجتهاد ادامه داد پس از پایان تحصیلات به زادگاه خود میامی مراجعت نمود تا پایان عمر با برکت خویش امام جماعت مسجد جامع این شهر بود .
این روحانی برجسته و عالم وارسته سرانجام در سیزدهم در ماه سال ۱۳۷۵ شمسی وفات یافت روحش شاد و یادش گرامی باد .

زندگی نامه

مرحوم حاج میرزا موسی موسوی در سال ۱۲۹۳ هجری شمسی در میامی و در خانواده ای مذهبی به دنیا آمد پدر ایشان مرحوم آیت ا.. حاج میرزا حسن موسوی از مجتهدین زمان واز نسل بزرگان میامی همچون حاج سید اسماعیل و حاج سید باقر که از خود یادگارها و برکات زیادی در میامی به جا گذاشته اند بود مرحوم حاج میرزا موسی مانند دیگر برادران خانواده پس از سپری کردن دوران مکتب در میامی جهت تحصیلات حوزوی به مشهد مقدس و …  سلیمان خان آن زمان عازم می شوند که پس از طی مراحلی از حوزه به علت مشکل بیماری چشم  و نیز تشکیل زندگی و دیگر مشکلات از تحصیل منصرف و به میامی  و سپس حسین آباد میامی رهسپار می شوند و در آنجا به امر کشاورزی می پردازند حاصل دسترنج حلال و زندگی آبرومندانه وی فرزند بنامی درعرصه زمان به نام شهید سید کاظم موسوی می باشد . این مرحوم در دوران  پر برکت زندگی خود همیشه حلال مشکلات همنوعان و همشهریان خود بود به طوری که ارتباط بسیار نزدیکی با اکثر مسئولان  و مردم  داشتند و در جهت حل مشکلات مردم از هیچ  کوششی دریغ نمی کرند . اهمیت ایشان به مطالعه باعث ایجاد کتابخانه ای ارزشمند با ۴۵۰ جلد کتاب و۲۰۰ مقاله متفاوت گردید

وی در سال ۱۳۸۱ و در سن ۸۸ سالگی به علت کهولت سن لقاء حق را لبیک گفت .

روحش شاد ویادش گرامی باد

تصویرحضرت امام و آیت الله شیخ احمدعلی احمدی   در سال ۱۳۳۹ در قم

«علماء، دین و معارف و فقه اسلامی را نگه داشتند، تحریف را از ساحت احکام الهی دور کردند، شعله ایمان را در دل مردم برافروختند و بر افروخته نگه داشتند، توجه مردم را به قرآن و تعالیم اهل بیت(ع) تأمین و برانگیختند. علماء بودند که در طول تاریخ با ستمگران مبارزه کردند، پناه مظلومان و ملت های ضعیف و مردم مؤمن و مستضعف شدند.»(۱)

در این نوشتار برآنیم تا با یکی از همین عالمان ربانی آشنا شویم.

صفحه ۱۲

اسم و شهرت و نسب

در سال ۱۳۰۵ ش (۱۳۴۶ ق) در قصبه میامی (۲) ، در خانه ای از خاندان علم و فضیلت و تقوا و دوستدار اهل بیت، کودکی پا به عرصه هستی نهاد که نام او را احمد گذاردند.

پدرش شیخ محمد حسن احمدی یکی از علمای بنام و مشهور منطقه بود که در علوم مختلف، بالاخص علم طب، اطلاعات زیادی داشت و مردم آن بخش از وجودش استفاده می کردند.(۳)

جدش مرحوم آیت الله آقا شیخ احمد نیر از علما و زهّاد و اوتاد زمان خود بود. وی دارای تألیفات فراوان بوده است و همین طور پدران او تا چند نسل روحانی و از خدمتگزاران به دین اسلام و مکتب سعادت آفرین تشیع بوده اند.(۴)

تحصیلات

آیت الله احمدی پس از دوران کودکی و تحصیلات ابتدایی در زادگاه خود، به اقتضای شوق فطری و سیره خانوادگی، به تحصیل علوم دینی رو آورد. وی مقدمات عربی را نزد والد گرامیش فرا گرفت و پس از چند سالی که در محضر پدر بزرگوارش تحت تعلیم و تربیت بودند، به همت و سعی پدر به حوزه علمیه مشهد مقدس آمده و در جوار حضرت ثامن الائمه(ع)، تحت سرپرستی رئیس وقت حوزه علمیه، مرحوم حضرت آیت الله حاج شیخ احمد کفایی قرار گرفت.(۵)

صفحه ۱۳

اقامت و اساتید در مشهد مقدس

آیت الله احمدی به مدت ده سال در جوار ملکوتی امام هشتم(ع) اقامت گزید و دوره مقدمات و ادبیات عرب را نزد استاد توانا، ادیب نیشابوری، گذراند و سطوح عالیه را نزد حضرات آیات، که در ذیل اشاره می شود، گذرانید:

۱- مرحوم آیت الله حاج شیخ مجتبی قزوینی ؛

۲- میرزا احمد مدرّس یزدی.

۳- مرحوم آیت الله میرزا کاظم مهدوی دامغانی (معروف به محقق دامغانی و دایی پدر محقق مقاله).

۴- حضرت آیت الله حاج شیخ هاشم قزوینی.

۵- فلسفه و کلام نزد حاج شیخ مجتبی قروینی.

۶- دروس معارف نزد محقق بزرگ و عارف بالله، آیت الله مرحوم میرزا مهدی (معروف به اصفهانی).(۶)

هجرت و اقامت به حوزه علمیه قم

آیت الله احمدی سپس برای تکمیل معلومات و فراگیری دوره عالی دروس خارج فقه و اصول، در معیت عده ای از فضلای حوزه علمیه مشهد مقدس مانند مرحوم شهید آیت الله سید محمد رضا سعیدی و حضرت آیت الله العظمی حاج سید علی سیستانی (مقیم نجف اشرف) و آیت الله حاج شیخ ابوالقاسم خزعلی و برخی دیگر از حجج اسلام – که هم کنون در سمت های عالی مشغول خدمتگزاری به نظام جمهوری اسلامی ایران هستند – به شهر مقدس قم هجرت نمود و در جوار کریمه اهل بیت،

صفحه ۱۴

حضرت فاطمه معصومه(س) سکنی گزید.(۷)

اساتید آیت الله احمدی در قم

۱- آیت الله العظمی سید محمد حسین طباطبایی بروجردی(ره) که رئیس و مرجع مطلق عالم تشیع بود.

۲- آیت الله سید صدرالدین صدر(ره) که از اساتید و مسئولین حوزه علمیه قم بوده است.

۳- آیت الله سید محمد تقی خوانساری(ره)، از مراجع عظیم جهان اسلام.

۴- آیت الله سید محمد حجت کوه کمری(ره)، همان چهره ممتازی که مرحوم حاج شیخ عبدالکریم حائری با تعظیم و کرام از وی سخن می گفت، وی را به اقامه جماعت به جای خود، و به وصایت و نیابت تعیین نمود و بعد از رحلت آن مرد بزرگ و مرجع عالیقدر به سامان دادن امور حوزویان اهتمام ورزید.(۸)

۵- آیت الله حاج شیخ عباسعلی شاهرودی(ره)، از اساتید مجرب فقه و اصول حوزه علمیه.

۶- حضرت آیت الله العظمی امام خمینی ۱، بنیانگذار نظام جمهوری اسلامی ایران.

آیت الله احمدی در محضر چنین مراجع و بزرگانی زانوی ادب به زمین زد و از خرمن پرفیض آنان توشه ها برگرفت و بهره های فراوان برد.

هجرت به نجف اشرف

آیت الله احمدی، برای بهره گیری از درس بزرگان حوزه نجف اشرف و جستجوی آراء و مبانی فقه و اصول آنان، رهسپار عراق گردید.

صفحه ۱۵

معظّم له پس از زیارت عتبات عالیات و طلب توفیق از آن امامان معصوم(ع) در نجف اشرف سکنی گزید. او هر شب به حرم مطهّر و منوّر مولا امیرمؤمنان(ع) مشرف می شد و پس از انجام فرائض و زیارت، از آن حضرت طلب توفیق می نمود.

اساتید در نجف اشرف

هدف آیت الله احمد علی احمدی از هجرت به عراق، علاوه بر زیارت مراقد ملکوتی ائمه اطهار(ع)، استفاده علمی از محضر علما و فرزانگان نجف اشرف هم بود. از این رو، ایشان بعد از استقرار در نجف از محضر اساتید بزرگواری همچون:

حضرت آیت الله العظمی حاج سید محسن حکیم(ره)، حضرت آیت الله العظمی سید محمود شاهرودی(ره)، حضرت آیت الله العظمی سید ابوالقاسم خویی(ره)، حضرت آیت الله العظمی سید عبدالهادی شیرازی، بسیار بهره برد.

ایشان سپس برای تدریس و انجام وظایف فرهنگی به ایران برگشت و در شهر مقدس قم اقامت گزید و تا آخر عمر شریفش لحظه ای از تبلیغ و تدریس، و تربیت نسل جوان و مردم کوتاهی نکرد.(۹)

مراتب علمی

آیت الله احمد علی احمدی همانند جد و پدر بزرگوارش، دارای مراتب علمی بالا بوده و در کلام، فلسفه، حدیث، فقه، اصول و عرفان صاحب نظر و اهل قلم بوده است.

این مرد بزرگ سال های متمادی در یکی از حجره های صحن مطهر

صفحه ۱۶

حضرت فاطمه معصومه(س) به تدریس رسائل، مکاسب و کفایتین و خارج فقه و اصول و اخلاق اشتغال داشت. محصول تدریس این فقیه، پرورش تعداد زیادی از طلّاب فاضل است که هم کنون به مدارج بالای علمی دست یافته و به خدمات علمی، فرهنگی پرداخته اند و بعضی از آنها در سمت هایی از قبیل قضاوت و بعضی هم به تربیت طلّاب حوزه و نسل جوان دانشگاهی اشتغال دارند.(۱۰)

فعّالیت های فرهنگی قبل از انقلاب

جایگاه وی نزد آیت الله العظمی بروجردی

آیت الله احمدی که از شاگردان برجسته و ممتاز حضرت آیت الله بروجردی بود، به دلیل تقوا و حافظه قوی و دارا بودن مراتب علمی و فهم فقهی بالا، همواره مورد عنایت معظم له بود. اشتیاق آیت الله احمدی به اشاعه فرهنگ والای اسلامی و نیز توجه وافر ایشان به مسائل اجتماعی، سیاسی و فرهنگی امت مسلمان، بخصوص مردم مظلوم ایران، باعث گردید که از جانب حضرت آیت الله بروجردی به همراه چند نفر از فضلای حوزه علمیه قم – که هم کنون بسیاری از آنان در شمار علمای طراز اوّل حوزه علمیه قم هستند (مانند آیت الله علی مشکینی، آیت الله ابراهیم امینی، آیت الله فقید احمدی میانجی، آیت الله فقید روحانی، آیت الله سبحانی و جنّاتی شاهرودی و معزی ملایری). – جهت تبلیغ مبانی دینی و فرهنگ اسلامی و مبارزه با دشمنان عقیدتی اسلام همچون فرقه ضاله بهائیت به مناطق مختلف کشور اعزام شدند. ایشان در این دوران فعالیت های وسیع و بسیار پرثمری را ایفا نمودند.

صفحه ۱۷

از جمله مأموریت های ایشان به نمایندگی از طرف حضرت آیت الله بروجردی، هجرت به شهر آباده شیراز به مدت سه سال بود؛ زیرا این شهر مرکز تصوّف و بهائیت بود و تفکرات انحرافی این فرقه های گمراه در کثر ادارات و در میان اقشار مختلف مردم رسوخ کرده بود. آیت الله احمدی مبارزه جدی و پیگیر با منحرفان و اهل بدعت را آغاز کرد و در این راستا به موفقیت های چشمگیری نایل آمد و بسیاری از آن منحرفان را توبه داد و به دامن اسلام باز گردانید.(۱۱)

نگارنده این سطور هنگامی که از ایشان سؤال کردم: شما از چه شیوه و روش هایی جهت تبلیغ استفاده می کردید، ایشان جواب داد:

«قرآن مجید شیوه ارشاد را بیان فرموده است.»

و آن گاه اشاره به آیه سوره نحل ادع الی سبیل ربک بالحکمه و الموعظه الحسنه… و آیه سوره سباء قل انما اعظکم بواحده ان تقوموا لله مثنی و فرادی (۱۲) کرد. ایشان رمز موفقیت و تأثیر کلام را در خودسازی و تهذیب نفس و استمداد از ادعیه مأثوره و مطالعه و تحقیق زیاد می دانست و در ادامه بیان فرمود:

«با نیّتی خالص برای رضای قادر منّان و بدون توجه به اجرت مادّی حرکت کردم. برای خدا رنج ها و مشکلات را به جان خریدم و هیچ شکوه ای نداشتم و امیدوار بودم که خداوند اجر و مزد می دهد، هم در دنیا و هم در آخرت. وقتی احساس کردم تبلیغاتم مؤثر واقع شده خیلی خوشحال بودم. زمانی که به اطلاع مرجع عالم اسلام آیت الله بروجردی رسیده بود، بسیار خرسند گردیده و برایم دعا کرده بود. پس از مراجعت، معظم له چندین مأموریت دیگر به من

صفحه ۱۸

واگذار نمودند و به نمایندگی از طرف آن مرجع تقلید به شهرستان های فیروز کوه، چهار محال بختیاری، فریدن و داران از توابع اصفهان و همچنین وادغان از توابع کاشان – که مرکز سران بهائیت و تبلیغات گسترده آنان بود. – هجرت کردم. در وادغان جلسه مصاحبه و پرسش و پاسخ قرار دادم. نتیجه آن شد که بسیاری توبه کرده و به دامن اسلام برگشتند(۱۳) و یکی از سران بهائیت به نام دکتر برجیس به دست مسلمانان کشته و آن گروهک فریب خورده تضعیف و نابود شدند.»(۱۴)

توجه به نسل جوان

از جمله تلاش های فرهنگی آن مجاهد فقید، توجه ویژه او به نسل جوان، قبل و بعد از انقلاب بود. در سال های حکومت ستم شاهی، بخصوص سال های ۵ – ۱۳۵۴، که شرایط فرهنگی حکم بر جامعه بسیار نامطلوب بود و بسیاری از جوانان و نوجوانان این مملکت تحت تأثیر فرهنگ نظام طاغوتی برگرفته از فرهنگ منحط و انحرافی غرب، قرار گرفته بودند و زمینه های فساد و بی بند و باری بر اثر تبلیغات شوم رادیو و تلویزیون و سینما و کاباره و غیره در جامعه ایجاد شده بود، این عالم متعهد برای جلوگیری از غوطه ور شدن نسل جوان در فساد اخلاقی، در شرق تهران در محله وحیدیه اقدام به تأسیس کتابخانه وسیعی جنب مسجد جامع فاطمیه کرد و بیش از ۵ هزار جلد کتاب را تهیه نمود و خود عهده دار امامت جماعت آن مسجد شد. او همچنین به دعوت روحانیت روشنفکر حوزه علمیه قم، کلاس های اعتقادی، سیاسی، فرهنگی و

صفحه ۱۹

جلسات متعدد پرسش و پاسخ را جهت شکوفا شدن استعدادهای نهفته و رشد فکری جوانان دایر نمود. البته این اقدام مؤثر واقع شد و جوانان زیادی به مسائل اعتقادی و سیاسی گرایش یافتند.(۱۵)

نکته قابل توجه این است که وی در کنار فعالیت های فرهنگی، به دلیل جو خفقان و رعب و وحشت از ساوک، به طور مخفی و محرمانه با افراد سیاسی – مذهبی که علیه نظام طاغوت مبارزه می کردند، ارتباط داشت و به صورت غیر مستقیم به آگاهی دهی سیاسی و هدایت جوانان می پرداخت؛ این در زمانی بود که ساوک به وی اجازه نمی داد در مسجد برای مردم سخنرانی کند.

یکی از فعالیت های آیت الله احمدی این بود که اطلاعیه ها و کتاب حکومت اسلامی را تهیه و تکثیر می کرد و به وسیله فرزندان خودش و بعضی از جوانان که مورد اعتماد او بودند همچون شهید علی کبر وهّاج در بین مردم توزیع می شد. «علی کبر وهّاج» در ۲۲ بهمن سال ۱۳۵۷ به دست ساوک، در حین پخش اطلاعیه به درجه شهادت نایل آمد.(۱۶)

فعالیت های فرهنگی بعد از انقلاب

* در سنگر نماز جمعه

آیت الله احمدی بعد از پیروزی شکوهمند انقلاب اسلامی، در صحنه های فرهنگی حضوری چشمگیر و درخشان داشت. این عالم وارسته با حکم حضرت امام(ره) به عنوان امام جمعه و نماینده ولی فقیه در چابکسر (از توابع گیلان) منصوب و مشغول خدمتگزاری شد. ایشان در چند سالی که در این سمت بود، با ایراد خطبه ها و سخنرانی های پربار و

صفحه ۲۰

روشنگر، مردم آن دیار را ارشاد می کرد و با جریانات انحرافی ضد انقلاب و منافقین به مبارزه می پرداخت. او برای دفاع از ارزش های والای انقلاب و ولایت فقیه، با تحلیل های علمی و استدلال های منطقی خود باعث شد که منافقین کور دل و ضد انقلاب و مارکسیست ها نتوانند جوانان پکدل آن خطه را اغفال و بر ضد نظام مقدس جمهوری اسلامی تحریک کنند.(۱۷)

* در سنگر جبهه

یکی دیگر از سر فصل های مهم فعالیت فرهنگی آن مجاهد نستوه، حضور مستمر او در جمع رزمندگان اسلام در جبهه های غرب و جنوب، مخصوصاً در لشکر علی بن ابی طالب قم در جبهه غرب بود. این فقیه مجاهد با سخنرانی های شیوا و بیان جنگ های صدر اسلام به تقویت روحیه رزمندگان اسلام می پرداخت. از جمله فعالیت های ارزنده و ماندگار ایشان، سخنرانی های پربار او در لشکر علی بن ابی طالب مستقر در جبهه غرب بود. این سخنرانی ها که در مورد «حرکت ارتش اسلام به نحو استتار»، «علت جنگ خیبر»، «نقاط حساس و راه هایی که شبانه به اشغال لشکر اسلام در آمد»، «تکتیک جنگی فتح قلعه خیبر»، «شیوه فتح سنگرهای دشمن»، «باز شدن درِ خیبر به دست امیرالمؤمنین(ع)»، «عوامل پیروزی»، «عاطفه در صحنه نبرد»، «گذشت در هنگام پیروزی» و «سه نقطه درخشان از فضایل علی(ع) در وقایع خیبر» بود، بعدها در جزوه ای جمع آوری شد. این جزوه بنا به درخواست سردار رشید اسلام شهید زین الدین که فرماندهی لشکر به عهده ایشان بود، با عنوان «کانون خطر یا دژ آهنین خیبر» چاپ و منتشر شد. این اثر ارزشمند به واسطه

صفحه ۲۱

مؤثر بودنش در جبهه های غرب و جنوب حتی در جزیره مجنون بین رزمندگان اسلام توزیع و به سرعت نسخه های آن نایاب شد.(۱۸) این جزوه تنها یک نمونه از صدها سخنرانی حماسی آن مرد بزرگ در جبهه ها می باشد.

زهد، تقوا، حسن سلوک، رفتار متواضعانه و بسیاری از ویژگی های خوب او در جمع رزمندگان اسلام چنان بود که رزمنده ای به نام بشیر ارکی برای آن عالم وارسته، اشعاری را سروده است که چند بیتی از آن را می آوریم:

ای عالمان، ای واعظان، آیید به جبهه این زمان

با دانش و گفتارتان، یاری کنید رزمندگان

جبهه بود دانشگه خودسازی و علم و عمل

آیید درین کانون، کنید احکام اسلامی بیان

در لشگر مولا علی(ع)، آیید به مسجد ظهر و شام

تا بنگرید احمد علی، احمدی را نغمه خوان

بین صلاتین می دهد روح دلیران صیقلی

این پیر نستوه می کند با صحبتش دل ها جوان

پاسخ دهد با شور و حال، پیوسته بر صدها سؤال

حرّاف و نطّاق و صبور، خوش مشرب و شیرین بیان

از حوزه علمیه قم آمده در جبهه ه

خدمت کند بر دین و حق تا باشدش تاب و توان

شاهرودی و نیکو سرشت، یا رب ببر او را بهشت

کن همنشین نزد مولایش علی(ع) اندر جنان

صفحه ۲۲

حضور فعال در سنگر دانشگاه

این عالم متقی غیر از تدریس، تألیف، تبلیغ و اقامه نماز جماعت در قم و تهران، تدریس دروس مختلف اسلامی را در دانشگاه ها به عهده داشت و به عنوان استادی فرزانه و خبره شناخته شده بود. بخشی از اوقات ایشان هم جهت پاسخگویی به سؤالات پیچیده عقیدتی اساتید معارف مصروف می گشت. زمانی که نهاد نمایندگی ولی فقیه در دانشگاه آزاد اسلامی فعالیت خود را شروع کرد، او یکی از افرادی بود که به عنوان مُمتِحن اساتید دروس معارف اسلامی انتخاب شد.

ایجاد دفاتر فرهنگی دانشگاه ها، جذب طلاّب، بازرسی، رفع مشکلات دفاتر فرهنگی، احداث نماز خانه ها و تقویت کتابخانه ها از جمله فعالیت های دیگر ایشان بود. این عالم فدکار نقش بسیار مؤثری در اسلامی شدن دانشگاه ها، جداسازی جوانان دانشجوی پسر و دختر، تشکیل جلسات اعیاد و سوگواری ائمّه(ع) با همکاری بسیج دانشجویی داشت و در این راه از هیچ تلاشی فروگذاری نمی کرد.(۱۹)

آثار ماندگار

آن استوانه فقه و فضیلت، از عمر پربرکت خود نهایت استفاده را نمود. غیر از سخنوری و تبلیغ دین حنیف و تدریس در حوزه علمیه قم و دانشگاه ها، به تحقیق و تألیف کتاب های فراوانی مبادرت نمود. کتاب های چاپ شده او هر کدام به نوبه خود جذّاب و پر فایده برای عموم اقشار جامعه می باشند که ما به آن ها اشاره می کنیم. امید است با همت فرزندان آن عالم ربّانی، کتاب های دیگر آن مرحوم به چاپ برسد.

صفحه ۲۳

۱- «کتاب سیری در عقاید»: چاپ اول این کتاب در زمان مرجعیت حضرت آیت الله بروجردی بود که پیرامون فِرَق مختلف و نقد و بررسی و تفکرات تصوّف می باشد. این کتاب به دلیل غنای علمی تا کنون بیش از ۵ نوبت با تیراژ بالا چاپ و منتشر شده است. کتاب مذکور ۵ بخش عمده دارد: .۱ توحید؛ .۲ عدل؛ .۳ نبوت؛ .۴ امامت؛ .۵ معاد.

۲- «تقلید اعلم»، به زبان عربی: که به دلیل سیاسی بودن، رژیم طاغوتی اجازه چاپ آن را نداد.

۳- «انگیزه حق»: در پیرامون مناقب حضرت امیرالمؤمنین(ع).

۴- «به سوی خدا بروید».

۵- «مجموعه مقالات پیرامون باب و بهاء».

۶- «جنگ خیبر»: چنان که گفته شد، این عالم ربانی ماه ها در جبهه های جنگ حضور مؤثر داشته است. در طی این مدت، جهت تقویت روحیه رزمندگان سخنرانی های بسیاری ایراد کرد. این کتاب بخشی از سخنرانی های ایشان است که بنا به درخواست سردار شهید زین الدین و نماینده ولی فقیه در لشکر علی بن ابی طالب(ع) تهیه و منتشر گردید.

۷- تفسیر موضوعی قرآن مجید.(۲۰)

کتاب های در دست انتشار:

۱- «ترجمه کتاب شریف جامع السعادات مرحوم نراقی کاشانی».

۲- رساله «در مسئله بداء».

۳- «تقریرات درس خارج فقه حضرت آیت الله العظمی سید حسین طباطبایی بروجردی در باب لباس مشکوک».

صفحه ۲۴

۴- «اخلاق حمیده».

۵- «رساله عملیه».(۲۱)

اجازات اجتهاد

این دانشمند متقی و عالم عامل، از تعدادی از مراجع بزرگ تشیع اجازه نامه اجتهاد داشت که عبارتند از:

آیت الله العظمی حکیم(ره)؛ آیت الله العظمی سید محمد تقی خوانساری؛ آیت الله العظمی حاج سید محمود شاهرودی(ره)؛ آیت الله العظمی حاج شیخ عباسعلی شاهرودی(ره)، که ضمیمه مقاله می باشد؛ آیت الله العظمی حاج سید محمد حجت کوه کمری(ره)؛ آیت الله العظمی حاج آقا حسین طباطبائی بروجردی(ره)؛ آیت الله العظمی حاج سید محمد رضا گلپایگانی(ره) و آیت الله العظمی حاج سید شهاب الدین مرعشی نجفی(ره).(۲۲)

فضایل معنوی و اخلاقی

آیت الله احمدی بر اثر تربیت خانوادگی و تأثیر پذیری از خلق و خوی اساتید خود در حوزه های علمیه مشهد و نجف و قم و نیز مجاهدات با نفس امّاره و ارتباط با خداوند متعال و مأنوس بودن با ادعیه امامان معصوم(ع)، مجموعه ای از صفات نیک را در خود جمع کرده بود که به برخی از آنها اشاره می کنیم:

۱- عبادت و بندگی: در سایه عبادت و بندگی خالصانه است که انسان به مدارج عالی کمال نایل می شود. خود (نویسنده مقاله) بارها شاهد بودم که می فرمود:

«با خدا بساز بر همه بناز.»

صفحه ۲۵

لذا این عالم عامل به عبادت عشق می ورزید. نماز شبش ترک نمی شد. در نماز جماعت صبح در مسجد امام رضا(ع) حضور می یافت. بارها دیده می شد که همه روزه قرآن می خواند. به تعقیبات نماز می پرداخت و هنگامی که مشغول دعا می شد به شدت اشک می ریخت. این دعاها را بسیار تکرار می کرد:

«الهی لا تکلنی الی نفسی طرفه عینٍ ابداً.»

و می فرمود:

«اللهم ذَلّلْ نفسی فی نفسی . و عَظّمْ شأنک فی نفسی »(۲۳)

در شبهای جمعه در عبادت، حال عارفانه و خالصانه ویژه ای داشت. در ماه مبارک رمضان بیشتر به عبادت و راز و نیاز و تبلیغ و ارشاد می پرداخت.

۲- تواضع و فروتنی: او با مردم و طلاب بسیار برخورد خودمانی داشت. در جلسات، رفتاری عادی و کمتر از منزلت خود بروز می داد، و به همین علت بود که طلاب و نسل جوان دانشگاهی و مردم مجذوب و شیفته اش می شدند، بخصوص نسل جوان دانشگاهی او را عالمی متواضع و دور از تکبّر می شناختند. ایشان در محیط خانواده هم بسیار متواضع بود و احترام خاصی به همسر و فرزندانش می گذاشت. هیچ گاه عبوس نبود و همیشه با چهره خندان و شاداب به آنان نگاه می کرد. گاهی در امور خانه به همسرش کمک می کرد.

۳- شیدای ولایت: آیت الله احمدی رابطه ای قوی و انس و الفت خاصی با اهل بیت(ع) داشت. یکی از انگیزه های رفتن او به نجف اشرف همین بود. در آنجا ضمن تحصیل علوم اسلامی، به صورت مستمر و همه شب،

صفحه ۲۶

به حرم مولا امیر المؤمنین(ع) شرفیاب می شد و بعد از اقامه نماز مغرب و عشا، زیارت جامعه را می خواند و اشک می ریخت. بارها متذکر می شد:

«شما که در دانشگاه ها هستید، یاد و خاطره امامان معصوم را زنده نگه دارید؛ در اعیاد مجلس جشن بگیرید و در شهادات مجلس عزاداری ترتیب دهید تا نسل جوان با زندگی ائمه آشنا شوند؛ بین نماز ظهر و عصر یک حدیث کوتاه بخوانید و بیانات انسان ساز ائمه را برای نسل جوان بازگو کنید.»

این عالم بزرگوار احترام خاصی برای ذرّیه های پیامبر کرم(ص) قائل بود. اگر سیدی وارد مجلسی می شد که او حضور داشت، به صورت کامل بلند می شد. دیده نشد که او جلوتر از سیدی به مجلس و محفلی وارد شود…(۲۴)

۴- ساده زیستی: یکی از ویژگی های بارز او، قناعت و ساده زیستی بود. از زرق و برق دنیا دوری می کرد. وضع زندگی او بسیار ساده و بی آلایش بود؛ در محیط منزلش از تجملات و امور زینتی خبری نبود، این خصلت سازنده را تا آخر عمر حفظ کرد. از غذاهای لذیذ به شدت پرهیز می کرد. در کثر مسافرت های طولانی که جهت بازرسی دفاتر فرهنگی می رفت، دستور می داد در جایی که آب و درخت باشد توقف کنند. اوّل عبای خود را پهن می کرد و نماز می خواند سپس غذای ساده ای تناول می کرد و به راه خود ادامه می داد. می فرمود:

«انسان هایی که به جایی رسیدند، به اندک قناعت کردند.»

۵- مسئولیت پذیری: از ویژگی های بارز آن عالم ربّانی همین احساس

صفحه ۲۷

مسئولیت بود. او از گوشه گیری و انزوا جدّاً دوری می کرد و با وجود کهولت سن، مرتّب به تهران و شهرستان ها جهت تدریس و بازرسی امور فرهنگی می رفت. بارها می فرمود:

«انسان تا زنده است و توان دارد، باید به خلق خدا خدمت کند. ما که نان امام زمان(ع) را خوردیم و در دورانی زندگی می کنیم که مردم برای انقلاب و جنگ تحمیلی جان و مال داده اند و در مصدر انقلاب نایب امام زمان(ع) وجود دارد؛ باید برای خدمت به مردم و نسل جوان حرکت کرد و مردم را آگاه کرد. باید به هر صورت که ممکن است خدمت کنید، تبلیغ کنید، مسئله و احکام بگویید، به جبهه بروید و مجاهدت های مسلمانان صدر اسلام را بگویید و…»(۲۵)

فرزندان

احمدی شاهرودی(ره) دارای چهار پسر و یک دختر می باشد:

۱- آقای محمد حسن احمدی

۲- آقای محمد مهدی احمدی

۳- آقای جواد احمدی

۴- حجه الاسلام حسین احمدی

صفحه ۲۸

در ضمن همسر مرحوم آیت الله احمدی از بانوان عفیفه و دارای زهد و کمال است که همراه با شوهر بزرگوارش قدم های مثبتی در انقلاب اسلامی برداشته و در دامن خود فرزندان صالحی را تربیت نمود.(۲۶)

پرواز به ملکوت اعلی

سرانجام روح بلند و ملکوتی فقیه عارف و مجتهد وارسته، حاج شیخ احمد علی احمدی ، پس از سال ها تلاش و فعالیت دلسوزانه در راه دین مبین اسلام و مکتب سعادت آفرین تشیع در سال ۱۳۷۵ ش در سفر حج عمره، بعد از انجام مناسک حج و در حال طواف بیت الله الحرام بر اثر سکته قلبی به میهمانی صاحب بیت شتافت. به مناسبت ارتحال ایشان، بعثه مقام معظم رهبری در مکه مکرّمه مجلس عزاداری برگزار کرد. بنا به تقاضای همسر و فرزندانش، جنازه مطهّرش به ایران منتقل شد و تشییع باشکوهی در قم انجام گرفت و آیات عظام: صافی گلپایگانی و مکارم شیرازی نیز در تشییع شرکت کردند و حضرت آیت الله العظمی بهجت بر پیکر آن مرحوم نماز خواندند. سپس در قبرستان شیخان، نزدیک قبر میرزای قمی و حاج شیخ جواد ملکی تبریزی دفن گردید. مجالس عزاداری از طرف شورای مدیریت حوزه علمیه قم در مسجد محمدیه و دانشگاه آزاد اسلامی مرکزی در مسجد ارک تهران برگزار شد. طلاب و دانشجویان نیز در شهرهای مختلف از قبیل تهران، دامغان، شاهرود، زنجان، تبریز، لرستان، مازندران و… برای آن عالم ربّانی مجالس ختم برگزار کردند.(۲۷)

صفحه ۲۹

رؤیای صادقه

یکی از دوستان حاج آقا نقل می کند:

بعد از اتمام مراسم تشییع، به استراحت پرداختم؛ در عالم خواب مشاهده کردم که به همراه حاج آقای احمدی شاهرودی به جایی می روم. تا این که به منزلی رسیدیم، ایشان به من تعارف کردند که وارد خانه شوم. در همین موقع متوجه شدم که دور تا دور اتاق، گروهی از سادات نشسته اند؛ حاج آقا به من فرمودند: «این آقایان، امشب میزبان من هستند…»

یکی از بستگان وی نیز می گوید:

قبل از این که جنازه حاج آقا را از کویت به ایران بیاورند، در عالم خواب مشاهده کردم که از داخل حرم حضرت معصومه(س) تابوتی زیبا را بیرون آوردند؛ روی تابوت، پر از گل و عمامه حاج آقا هم روی گل ها بود، در حالی که تابوت روی دوش عده ای سیّد قرار داشت…

پی نوشت ها:

۱ – صحیفه ولایت، ج ۶، ص ۳۰۲ .

۲ – تاریخ قومس، عبدالرفیع حقیقت، انتشارات آفتاب، تهران، ص ۲۵۶ و ۳۵۷ قصبه میامی در ۶۰ کیلومتری خاور شاهرود از استان سمنان سر راه شاهرود به مشهد واقع شده است و هوای آن معتدل است .

۳ – گنجینه دانشمندان، ج ۹، ص ۷۷ .

۴ – آینه پژوهش، سال هفتم، ش ۶ (بهمن و اسفند ۱۳۷۵)، شماره پیاپی ۴۲ .

۵ – مقدمه کتاب سیری در عقاید، تألیف مرحوم آیت الله احمدی شاهرودی .

۶ – گنجینه دانشمندان، ج ۹، ص ۷۸ .

۷ – سیری در عقاید، چاپ پنجم، ص ۵ .

۸ – ستارگان حرم، ج ۷، ص ۹۵ .

۹ – گنجینه دانشمندان، ج ۹، ص ۷۷ .

۱۰ – آینه پژوهش، سال هفتم، ش ۶ (بهمن و اسفند ۷۵)، ص ۸۹ .

۱۱ – گنجینه دانشمندان، ج ۹، ص ۷۸ .

۱۲ – نحل / ۱۲۵ و سباء / ۴۶ .

۱۳ – مصاحبه نویسنده این مقاله با آیت الله احمدی در زمان حیاتش .

۱۴ – جزوه آشنایی با زندگینامه مرحوم آیت الله احمدی، ص ۳ جریان دکتر برجیس را در کتاب «ربانی شیرازی، آیه استقامت» از مجموعه دیدار با ابرار به طور کامل ملاحظه فرمایید .

۱۵ – روزنامه حیات نو(پنج شنبه ۱۷ خرداد ۱۳۸۰)، ص ۳ .

۱۶ – نقل از آقای محمد مهدی احمدی فرزند آیت الله احمدی .

۱۷ – همان .

۱۸ – جزوه کانون خطر یا دژ آهنین خیبر .

۱۹ – نقل از نویسنده مقاله که در دانشگاه مدتی با ایشان همکاری داشته است .

۲۰ – سیری در عقاید، مقدمه، ص ۳ .

۲۱ – همان، ص ۸ .

۲۲ – همان .

۲۳ – اعیان الشیعه، ج ۱، ص ۳۲۳ و اصول کافی، ج ۲، ص ۵۸۱ .

۲۴ – قسمتی از مصاحبه نویسنده مقاله با فرزند مرحوم و مشاهدات نویسنده .

۲۵ – نقل از محمد مهدی احمدی .

۲۶ – همان .

۲۷ – اطلاعیه مرکز مدیریت حوزه علمیه قم .

نویسنده : سید محمد سجادی

زندگی نامه آیت الله موسوی امام جمعه فقید شهرستان میامیم

مرحوم سیدمرتضی موسوی، فرزند میرزا حسن درسال ۱۳۱۷ در شهرستان میامی به دنیا آمد،پدر وی فقید سعید حضرت آیت الله حاج میرزاˈ حسن موسویˈ از علما و روحانیون والا مقامی بودند که در منطقه شاهرود از شهرت بسزایی برخوردار بودند و عمر پر برکت خود را درآستان مقدس رضوی در محضر اساتید بزرگواری همچون آیات عظام حاج آقاˈحسینی طباطبایی قمیˈ و حاج آقا میرزا ˈمحمد آقازادهˈرضوان الله تعالی سپری و کسب فیض کردند.

امام جمعه فقید میامی تا سن سیزده سالگی دروس مقدماتی را از محضر والد بزرگوار خویش فرا گرفت و برای ادامه تحصیل به مشهد مقدس مشرف شد و از محضر اساتید بزرگوار همچون استادˈ ادیب نیشابوریˈ وحضرات آیات عظام حاج شیخ ˈهاشم قزوینیˈ ،حاج میرزا ˈاحمد مدرسˈ ،حاج شیخ ˈکاظم دامغانیˈ دروس سطح را به پایان رساند.

DSCF1225

حدود هشت سال دروس خارج فقه و اصول را از محضر مبارک آیات عظام ˈمیلانیˈ و حاج شیخ ˈآقا بزرگ اشرفی شاهرودیˈ و آقا میرزا ˈجواد آقا تهرانیˈ رضوان الله کسب فیض کرد.

حجت الاسلام و المسلمین سید مرتضی موسوی مدرک لیسانس در رشته زبان و ادبیات علوم عرب از دانشکده الهیات و معارف اسلامی دانشگاه تهران در سال ۱۳۵۱ اخذ کردو موفق به اخذ مدرک معادل دکترا از مدیریت حوزه علمیه قم در سال ۱۳۷۵ شد.

از سال ۱۳۴۴ تا ۱۳۵۸ تدریس در دبیرستان علوی و از سال ۱۳۵۸ در مراکز تربیت معلم و دانشکده های مختلف ( تربیت مدرس، علوم تربیتی ،فنی، افسری امام علی(ع) و علوم قضایی) و همچنین از سال ۱۳۷۰ در حوزه علمیه بنیاد حضرت خدیجه(س) که تحت پوشش مدیریت حوزه علمیه قم است به تدریس شرح لمعه و مکاسب (بخش محرمات و خیارات) و نیز در دانشکده علوم قضایی وابسته به قوه قضاییه در رشته فقه و اصول و ادبیات عرب مشغول بود.

از جمله شاگران این مرحوم می توان به آل اسحاق (وزیر بازرگانی سابق) دکتر غفوری فرد( وزیر نیرو سابق) دکتر نهاوندیان(ریاست دفتر رییس جمهوری) دکتر ظفرقندی(رییس سابق نظام پزشکی)اشاره کرد.

وی از سال ۱۳۴۴ که در دبیرستان علوی به دعوت آقایان روزبه و علامه کرباسچیان مشغول به تدریس شد، در کنار تدریس در کلاسها به مناسبتهای مختلف به مسایل سیاسی روز نیز می پرداختند و در سال ۱۳۴۶ از طرف ساواک احضار و مجبور به تعهد شدند که به جزء تدریس، به مسایل جانبی نپردازند اما در ماههای رمضان و محرم و صفر که مسافرت تبلیغی داشتند به جنایات رژیم پهلوی به منظور تنویر افکار عمومی می پرداخت .

همیشه همگام با ملت سلحشور ایران در راهپیمایهای میلیونی ضد رژیم شرکت داشت و حضور دراین گردهمائی ها را بر خود وخانواده اش ضروری می دانست و در دوران هشت سال دفاع مقدس چندین مرحله توفیق حضور در کنار رزمندگان دلیر کشور را در جبهه های مختلف داشت .

IMG_0044

وی عموی حجت الاسلام و المسلمین شهید ˈسیدکاظم موسویˈ، قائم مقام وزارت آموزش و پرورش در دوران تصدی شهید باهنر از شهدای هفتم تیر بود.

با اجازه حضرت آیت الله خوئی در منطقه میامی شاهرود چندین باب خانه برای محرومین و نیز یک دستگاه حمام برای روستای مهدی آباد ساخت و در کنار این خدمات اجتماعی کمکهای نقدی و غیرنقدی به سادات و محرومین منطقه نیز داشت .

روزهای چهارشنبه و پنجشنبه و جمعه باشرکت در جلسات مختلف اداری و اجرائی به رفع مشکلات مردم و محرومین منطقه می پرداخت.

از سال ۱۳۷۸ سعی کرد با همکاری مسوولین سیستم فضاهای آموزشی منطقه در مقاطع ابتدایی، راهنمایی، دبیرستان را توسعه دهد،همچنین همکاری هایی نیز برای توسعه فضاهای آموزش عالی و ایجاد شعبه ای از دانشگاه آزاداسلامی با مسوولین داشت .

index

در زمینه سرویسهای درمانی و بهداشتی سعی کردند امکانات نسبی برای مردم فراهم شود. بازگشایی مرکز آموزش فنی و حرفه ای و جذب و تربیت نیروهای متخصص، توسعه شبکه بانکی در منطقه، استقلال حوزه قضائی، بازگشایی اداره ثبت اسناد و گازرسانی به منطقه از خدمات ارزنده امام جمعه فقید میامی بود.

تقریرات درس مرحوم آیت الله میلانی با تأییدات آیت الله علم الهدی و تقریرات درس مرحوم آیت الله میرزا جواد آقا تهرانی با تأییدات آیت الله مروارید رضوان الله تعالی علیهم تثبیت و تأیید کننده و معرف شخصیت وی است.

حجت الاسلامˈسیدمرتضی موسویˈامام جمعه فقید میامی روز ۲۸ آبان جاری بر اثر سکته قلبی وعده الهی را لبیک گفت و دیار باقی شتافت.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *